تبليغاتX
تابوت اندیشه
فاطمه رجبی علیه برادر: از خدا می خواهم اعضای خانواده ام را مجازات کند
 
تاكيد مي‌كنم من آغاز كننده اين مساله خانوادگي نبودم. من راه خودم را مي‌رفتم، اما برخي اعضاي خانواده وارد يك كارهايي شدند كه به آنها ارتباط نداشت و آن را استمرار دادند.

عصرایران - فاطمه رجبی گفت که مورد عنایت بزرگان دین قرار گرفته است .

به گزارش عصرایران ، وی که در یک گفت وگوی تفصیلی با شهروند امروز سخن می گفت ، اظهار داشت:خوشحالي من اين است كه فكر و ثبات قدم باعث شده در اين دوران اخير كه تخريب درباره من زياد شده مورد عنايت برخي از بزرگان دين قرار گرفته‌ام. دو موردي را كه مي‌شود نام بياورم، و اميد دارم كه ايشان نيز مورد تخريب قرار نگيرند، يكي حضرت آيت‌الله مجتهدي بودند. دو كتاب به من دادند و پشت‌نويسي كردند: «مخدره رجبي» .

دو روز پيش هم (سه‌شنبه 9 بهمن‌ماه) يك مهر و تسبيح از طرف ايشان به من دادند، كه واسطه گفت: اين را از كربلا براي ايشان آورده بودند.

همچنين آبان‌ماه امسال در نجف خدمت آيت الله سيستاني رسيدم. مي‌دانيد كه ايشان اصلا خانم‌ها را نمي‌پذيرند. اما بنده را پذيرفتند و گفتند: همان‌طور كه شما (فاطمه رجبي) در رساله‌اي نوشته‌ايد: مردم اين‌گونه مخالف روحانيت مي‌شوند، سپس سخناني در مورد روحانيت اظهار داشتند.
معلوم شد كه ايشان كتاب «روحانيت‌ستيزي» من را خوانده‌اند. اين‌ها نعمات الهي است. حالا جناح اصلاح‌طلب و اصول‌گرا، همه، من را تخريب كنند، اصلا مهم نيست!

 رجبی در باره ادبیاتی که در نوشته هایش به کار می برد نیز گفت:ادبيات من مخالفت صريح با مباني اعتقادي و عملي كساني است كه مخالف اسلام و مسلمين هستند. من اين‌طور تشخيص مي‌دهم. اين ادبيات را با مطالعه ادبيات معصومين عليهم‌السلام، مانند اميرمؤمنين و سيدالشهدا مي‌توان ديد، چنين ادبياتي در بيان ايشان قابل ملاحظه است.

 هم‌چنين بر خلاف آنچه مي‌گويند و سعي دارند من را در تضاد با پدرم معرفي كنند، شما اگر در مطالب پدرم، علامه دواني نيز دقت كنيد، مي‌بينيد كه همين ادبيات را ايشان نيز داشتند. من از همان واژگاني استفاده مي‌كنم كه پدرم استفاده مي‌كردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه سی ام بهمن 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بازگشت به خميني‌ها
محمد قوچاني
 
موج هجوم به سيدحسن خميني چه زود آغاز شد و چه زود به پايان رسيد:
زود آغاز شد؛ پيش از آنكه «يادگار امام خميني» قدم به حوزه قدرت گذارد و سوداي سياست كند و خيال دولت در سر بپروراند. پيش از آنكه نواده‌ نظريه‌پرداز ولايت فقيه به درخواست همفكران خود پاسخ گويد و قصد حضور در مجلس خبرگان رهبري كند و به نجوا در گوش او نداي بررسي صلاحيت در دهند و در اجتهاد دانش‌آموخته فاضل حوزه علميه قم شك و شبهه كنند و خط و نشانه نشان دهند. پيش از آنكه زاده خانواده خميني رازهايش را بازگويد و بگويد كه پس از ديدار او با اصلاح‌طلبان چه لحظه‌هاي تلخي ميان زاده امام و برخي مدرسين قوم درگرفت و او گر گرفت.
 
همان‌گونه كه سال‌ها پيش بزرگ‌خاندان خميني دلش از اين قوم گرفت و نامه را دشنام‌نامه نام نهاد. پيش از آنكه سيدحسن خميني افق افكارش را روشن كند تا روشن شود كه خميني بودن متفاوت بودن است نه همرنگ جماعت شدن. همچنان كه امام خميني در اوج سكوت مرد ديگري بود و سكوتش نه نشان رضا كه نماد اعتراض بود از 15 خرداد تا 22 بهمن و همان روزها و سال‌ها كه همه فكر مي‌كردند با افزايش قيمت نفت و رشد طبقه متوسط و نفوذ تجدد و حمايت آمريكا نام خميني فراموش شده، امام سرگرم عظيم‌ترين پروژه عمر خويش بود و ناگهان خميني... . اينك سيدحسن فرزند همان خميني است با همان خلق و خوي؛ سكوتش علامت رضا نيست هرچند كه خروشش هم نشانه گسستن نيست.
 
 اما چه زود حمله را آغاز كردند كه به گمان خود اين صدا را در نطفه خاموش كنند. چند ديدار (با سران سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، حزب اعتماد ملي و جبهه مشاركت ايران اسلامي) و چند گفتار (با روزنامه هم‌ميهن و هفته‌نامه شهروند) كافي بود تا كاسه صبر كساني كه «اصول»‌شان «قدرت» است و اصول‌گرايي را اسم شب اقتدارگرايي ساخته‌اند به سيدحسن خميني حمله‌ور شوند. علت روشن است:
 
جمهوري اسلامي ايران از آغاز براساس توازني ميان دو جناح سياسي چپ و راست، اصلاح‌طلب و اصولگرا و... اداره شده است. جناح چپ/ اصلاح‌طلب از آغاز، مشروعيت خود را از آرا و افكار امام خميني مي‌گرفت و به دليل همين نزديكي سياسي و فكري گاه پيروزي (مجلس سوم) و گاه ناكامي (مجلس چهارم) را تجربه كرده كه هر دوي آنها به جز راي مردم (كه با مشاركت خود سرنوشت جناح‌هاي سياسي را رقم مي‌زنند) نسبت مستقيمي با حضور و حيات امام داشت كه امكان حضور اين جناح سياسي را در عرصه رقابت فراهم مي‌آورد. با حمايت امام خميني بود كه اكثريت چپ‌گراي مجلس سوم مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گرفت حتي اگر حمايت ضمني ايشان از گفتمان اين جناح را عامل اقبال مردم به ايشان ندانيم.
 
به همين علت است كه جناح چپ تا مدت‌ها خود را جناح خط امام مي‌خواند كه طيفي از دانشجويان تسخيركننده سفارت آمريكا تا رهبران روحاني مجمع روحانيون مبارز را در بر مي‌گرفت. در طيف مقابل جناح راست، اصولگرا (كه گاه محافظه‌كار هم خوانده شده‌اند) گرچه رهبري امام خميني و نظريه ولايت‌فقيه را قبول داشتند اما به نوعي «رهبري جمعي و گروهي» روحانيت اعتقاد داشتند و از سوي ديگر ترجيح مي‌دادند در پويايي فقه احتياط كنند و پيوند خود با فقه سنتي را حفظ كنند. هوشمندي سياسي آيت‌الله خميني البته همواره مانع از آن مي‌شد كه اين جناح پيوند خود را با رهبر انقلاب بگسلد.
 
در شرايطي كه مرزبندي امام خميني با سران اين جناح روشن بود و با حمايت ايشان دولت، مجلس و دادگستري از دسترس آنان دور بود، امام اقتدار نسبي شوراي نگهبان و اعتبار كلي جامعه مدرسين را محترم مي‌داشت و حتي برخي از سران راستگرايان را كه از راهيابي به پارلمان بي‌نصيب مانده بودند به عضويت در شوراي نگهبان منصوب كردند و اين همان اصل كثرت در عين وحدت است كه سيدحسن خميني از آن ياد كرده است و نه‌تنها در ايران كه در ساختار اكثريت دموكراسي‌هاي باثبات جهان بخصوص انگليس و آمريكا مشابه آن وجود دارد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه سی ام بهمن 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

زندگي دردناك يك جانباز شيميايي در كنار خيابان

 

بنياد جانبازان نيز فقط و فقط دنبال مدرك، پرونده پزشكي، برگ سانحه و ... است درحالي كه علي هيچ مدركي ندارد. او پس از بازگشت از جبهه اصلا دنبال اين قضايا نرفته است.

با راهنمايي جمعي از اهالي منطقه، به راحتي او را پيدا مي كنيم. داخل مغازه ساندويچي روي صندلي نشسته است و بدون توجه به آن چه در اطرافش مي گذرد، خود را در آينه مغازه نگاه مي كند. سيه چرده است و كفش هاي پاره و لباس هاي كهنه و مندرس بر تن دارد .

با سر و وضعي كاملا به هم ريخته، اما بي سروصدا به فكر فرو رفته است. نمي دانم؛ شايد در اعماق وجودش از دست تقدير و روزگار، شايد از دست مردم و شايد از دست مسئولاني كه در حق او بي لطفي و كم لطفي كرده اند، گلايه مي كند. «علي اعلمي» به گفته اهالي كوي طلاب مشهد يكي از رزمنده ها و جانبازان بي نام و نشان محسوب مي شود كه در طول يك دهه اخير هيچ كس به سراغش نيامده است.

 

سایت عصر ایران


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه سی ام بهمن 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
و تو ای دنیا
 

 

بس قدرتمندم

هيچ ندارم كسي از من بستاند

هيچ ندارم پنهان كنم در سكوت

يا سراپا چشم باشم از بيم ربوده شدن

مي توانم بي پروا بايستم

رو در روي همه بادهاي جهان

رو در روي تندبادها !

تازيانه هاي خود را بر من فرود آريد!

چه دارم به يغما بريد؟

هيچ براي خود نمي برم

كه در هم شكنيدم

هيچ براي خود نمي خواهم

كه به زانويم درآوريد

هيچ نيندوخته ام در كاسه تهي دستانم

كه به زنجيرم كشيد

 

آزادم اكنون

با بال ها و روياهايي رها

بس توانا براي درآغوش گرفتن همه چيز

و تو اي دنيا

هر چه بيشتر از من مي ستاني

بيشتر در چنگ مني

و چون از خود دست شويم

بيشتر از هر زمان ديگر

متعلق به مني

                                                                             "بلاگا ديميتروا"

نوشته شده توسط ما در سه شنبه سی ام بهمن 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مجوز شرعي ذبح تمساح در ايران صادر شد

فريدون سوسرايى، دبير كميسيون صدور پروانه معاونت امور دام سازمان جهاد كشاورزى گلستان هم به يكي از روزنامه هاي كشور گفت : هدف از پرورش اين گونه حيوانى، توليد و صدور پوست آن است.

همزمان با صدور مجوز پرورش تمساح (كروكوديل) در استان گلستان اعلام شد سازمان دامپزشكي كشور نسبت به نظارت بر ذبح شرعي آن اقدام خواهد كرد.

به گزارش جام جم آنلاين سلطاني يكى از مسئولان سازمان دامپزشكى كشور در اين زمينه از صدور 3 پروانه پرورش كروكوديل (تمساح) در استان گلستان خبر داد و گفت كه پرورش اين آبزى نه تنها موجب اشتغالزايى است، بلكه گوشت و پوست آن در بخش هاى صنعتى و دارويى سودآورى زيادى را به همراه خواهد داشت.

وى افزود: پرورش تمساح پس از بررسى كارشناسان فقهى براى نخستين بار به تأييد رسيده و هم اكنون در استان هاى سيستان و بلوچستان، اردبيل و تهران صورت مى گيرد.

فريدون سوسرايى، دبير كميسيون صدور پروانه معاونت امور دام سازمان جهاد كشاورزى گلستان هم به يكي از روزنامه هاي كشور گفت : هدف از پرورش اين گونه حيوانى، توليد و صدور پوست آن است.

وى محل اجراى طرح پرورش تمساح را در استان گلستان، شهرستان تركمن و ظرفيت آن را 10 رأس مولد اعلام كرد وافزود: اجراى طرح فوق 10 ميليارد ريال هزينه دربردارد كه از منابع شخصى و بانكى تأمين مى شود.

سوسرايى، اظهار داشت: هر رأس تمساح سالانه 30 تا 40 عدد تخم مى گذارد كه 30 درصد اين تعداد، تبديل به نوزاد مى شود.

بر اساس اين گزارش، هم اكنون در بسيارى از كشورهاى پيشرفته پرورش كروكوديل به شكل يك صنعت درآمده و از گوشت، پوست و ساير اجزاى بدن اين حيوان، جهت مصارف صنعتى، دارويى و چرم سازى استفاده مى شود. در كشور ما با توجه به تنوع جغرافيايى و آب و هوايى، بخش خصوصى در استان هاى مختلف آمادگى خود را براى پرورش كروكوديل به سازمان دامپزشكى كشور اعلام داشته است.

 تابناک

نوشته شده توسط ما در سه شنبه سی ام بهمن 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سید ابراهیم نبوی

نه قضاوت کنيم، نه نظر بدهيم، نه سعي کنيم به تحليل منحصر بفرد و عميقي از اوضاع کشور برسيم و نه حتي ‏سعي کنيم از همه خبرها سردربياوريم. نه، فقط فرض کنيم از بيرون داريم به جايي نگاه مي کنيم که خبرهايي از ‏آن به ما مي رسد؛ فکر مي کنيد اگر خبرهايي را که در هفته گذشته اتفاق افتاده است، براي مردم بقيه جهان، يا ‏ايرانيان چهل سال قبل، يا ايرانيان بيست سال بعد بازگو کنيم چه احساسي پيدا مي کنند؟ در هفته گذشته اتفاقات ‏چندي افتاد‏

آخرين اخبار انتخابات

معاون وزارت کشور صبح ديروز در مصاحبه با خبرنگاران اعلام کرد «اعلام اسامي تائيد صلاحيت شدگان ‏ممنوع است.» اما وزير کشور، بعد از ظهر ديروز گفت « اعلام اسامي تائيد صلاحيت شدگان منع قانوني ندارد، ‏بلکه اعلام اسامي تائيد نشدگان منع دارد.»‏

سکته به دليل اهانت ‏

رئيس دفتر آيت الله خميني رهبر انقلاب ايران، در اثر عصبانيت ناشي از توهين به نوه هاي آيت الله خميني در حال ‏سخنراني در مجمع تشخيص مصلحت سکته کرد و درگذشت.‏

آزادي يک هفته پس از اعدام

در هفته گذشته، يک جوان 23 ساله به دليل خوردن مشروبات الکلي به اعدام محکوم شد، وي سه روز بعد در يک ‏دادگاه ديگر تبرئه و يک روز پس از آن آزاد شد. سه ماه قبل از آن، در همدان، يک دختر پزشک که پدرش حزب ‏اللهي بود، به دليل ملاقات با نامزدش در پارک، دستگير شد و در مرکز نيروي انتظامي کشته شد و گفته شد که ‏خودکشي کرده است.‏

تمساح ها به بهشت مي روند‏

به دنبال درخواست هاي گسترده مردم ايران، علما اعلام مجوز شرعي ذبح تمساح در ايران را صادر کردند. پيش ‏از اين گروهي از نوابغ کشور با گرفتن مجوز پرورش تمساح از علما در کشوري که مردمش تا پيش از اين ‏تمساح را فقط در برنامه هاي « راز بقا» ديده بودند، به پرورش اين جانور مفيد که نبودن آن در ايران مشکلات ‏بسياري ايجاد کرده بود، پرداخته بودند.‏


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه سی ام بهمن 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چرا زن بودن از نظر شما جرم است ؟

مرجان لقاي

زماني كه سايت رسمي نيروي انتظامي روي خروجي خود خبري قرار داد مبني بر اينكه پسر شرور را در طرح امنيت اجتماعي بازداشت كردند و براي مجازاتش لباس زنانه بر تنش كردند و در شهر چرخاندند ياد جمله هاشم شاهرودي افتادم جمله اي كه به مشهورترين اظهار نظر هاشمي شاهرودي پس از تكيه زدن بر مسند رياست قوه قضاييه گفته شد: (ويرانه اي از قوه قضاييه تحويل گرفتم) و ناخوداگاه به خود گفتم بر سر اين ويرانه چه آمده است كه قضاتش براي تنبيه مجرمان به ۳۵ ميليون زن ايراني كه در اين كشور زندگي ميكنند توهين مي كنند.

جداي از اين كه جواني پرخاشگر را به جرم اوباش بودن بازداشت كردن و به جاي محاكمه و تنبيه او را در شهر بچرخانيد چه اثرات مخربي دارد، سوال من اين است مقام قضايي كه دستور داد لباس زنانه بر تن اين پسر جوان بكنند و در شهر بچرخانند آيا خود در محل حضور داشت و ديد چشمان بهت زده زنان و دختران جواني را كه به تماشاي تحقير خودشان نشسته بودند. اولين سوالي كه در ذهن اين دختران ايجاد شد اين بود كه گناهمان چه بود زن آفريده شديم؟ چرا زن بودن جرم است. توهين است. تحقير است و لباس زنانه با آفتابه مقايسه مي شود. آنها هرگز به مجازات جوان خطاكار فكر نكردند.

جناب آقاي شاهرودي مگر شما نبوديد كه گفتيد حقوق شهروندان بايد محترم شناخته شود، مگر شما نبوديد كه گفتيد شهروند درجه يك و دو نداريم چه شده است كه در دستگاهي كه شما رياستش را بر عهد داريد زن بودن را تحقير به شمار مي آورند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه سی ام بهمن 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آسیب های جنبش دانشجویی؛ نقدی از درون،

علیرضا موسوی

دو سال و چند ماه از روی کار آمدن دولت نهم می گذرد. در این مدت فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، دانشجویان و روشنفکران با فشارها و محدودیت های بسیاری مواجه شدند . شاید در این میان دانشگاه و دانشگاهیان بیشترین ضربات را متحمل شده باشند. طبیعتاً دانشجویان در برابر فشار ها سکوت نکرده و شجاعانه با تمام توان در مقابل محدودیت ها ایستادند. با این وجود جریان دانشجویی از چند آسیب کلی در امان نبوده که نمی توان آن را نادیده گرفت. مسلماً اتخاذ موضعی انتقادی نسبت به مسائل جنبش دانشجویی در این شرایط می تواند به بهبود وضعیت موجود بینجامد.

 با تغییر وزیر علوم شاهد بودیم که سیستم تعیین روسای دانشگاه ها از حالت نیمه انتخابی به مدلی کاملاً انتصابی تغییرشکل داد. در نتیجه معتمدین حاکمیت و بعضاً حوزویان نه چندان آکادمیک همچون دکتر رهایی و حجه الاسلام و المسلمین شریعتی که از نیروهای تندروی حاکمیت و جزء سرسخت ترین منتقدان وضعیت دانشگاه هامحسوب می شدند با شعارهایی همچون اسلامی کردن دانشگاه ریاست خود را آغاز کردند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه سی ام بهمن 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نامه یک زندانی اعتصابی به مسئولين حکومت جمهوری اسلامی:

  • من، بابک دادبخش که 37 روز است در زندان رجايي شهر لبهايش را دوخته و غذا نميخورد ولي عليرغم اين شکنجه هنوز عدالت به سراغ او نيامده هستم ، آنهم در سرزميني که کلکسيوني از نائبين بر حق و ولي امر مسلمينها و اميرالمومنين هاي زمان و ولي فقيه ها زندگي ميکنند

 من، بابک دادبخش که 37 روز است در زندان رجايي شهر لبهايش را دوخته و غذا نميخورد ولي عليرغم اين شکنجه هنوز عدالت به سراغ او نيامده هستم ، آنهم در سرزميني که کلکسيوني از نائبين بر حق و ولي امر مسلمينها و اميرالمومنين هاي زمان و ولي فقيه ها زندگي ميکنند . که حتي وقتي حرف حق و نا حق ميشود و بي عدالتي در زمانشان ، در اعتراض به چنين ادعايي يقه خود را پاره ميکنند .

در اين 37 روز گرسنگي خوب فکر کردم و دلايل نرسيدن صدايم به گوش متوليان عدالت را تا حدودي يافتم ، اين محضر امثال علي بود که عدالت را در حق بي کسان و ژنده پوشان نيز مراعات ميکرد ولي امروز صداي من هرگز از بين ديوارهاي قطور و بلند کاخها و قصرهاي عدالت که با دربهاي ضخيم و مرغوب سنگي آذين شده عبور نميکند و از پشت شيشه هاي ضدگلوله به قول آقاي احمدي نژاد ، زره پوشهاي ضدگلوله 500 ميليون توماني هرگز به گوش شما نميرسد .

عدالت براي کرباسچي ها و نوري هاست که سر خان کرم متوليان عدالت نان خورده اند ، عدالت براي اسفندياري هاست و تاجبخش ها ، عدالت شما براي هلمت هوفرها و يوهانسونها و يورتمارهاست ، عدالت شما براي سربازان انگليسي است که تمام قوانين مکتوب و نامکتوب کشور را با اتکا به حاميانشان مچاله ميکنند و در حلق مدعيان آن با زور فرو ميکنند و در آخر به پيامبري بخشيده ميشوند که اصلاً آن را قبول ندارند و نميشناسند .

عدالت براي بابک نيست ، چون بابک پدري ميلياردر ، سياستمدار يا کارچاق کن ندارد و يا پدرش سردار و مادرش نماينده مجلس نيست و خانواده اش شهيد و برادرش مفقودالاثر و يا جانباز نيست ، بابک فقط يک ايراني است که آنهم نميدانم براي بهره مندي از عدالت کافي است يا خير .در هر حال بابک به اميد ديدار با مدعيان عدالت هنوز ايستاده است و غذا نميخورد و لبهاي خود را نميگشايد ، به اميد اينکه شايد مردي در بين هزاران مرد پوشالي مدعي عدالت و قانون پيدا شود که فارغ از هزاران سفارش و پرونده سازي دروغين بيايد و صادقانه و بي تکلف بشنود دادخواهي را که براي احيايش بيش از 150 نامه به تمامي مراجع قضائي عاليرتبه ايران نوشته شده ولي هميشه بي پاسخ مانده و يا پاسخ آن به خاطر اعمال سليقه به جايي نرسيده .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
آیت اله توسلی بعلت برآشفتگی از توهین یک سایت دچار عارضه قلبی شده است

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان بار تاکید کرد سایت نوسازی ارتباطی به دولت نهم نداشته و نه تنها منتقد آن بوده است بلکه نویسنده مطلب توهین آمیز نسبت به یادگار امام از جبهه دوم خرداد بوده است !

متن یادداشت این روزنامه تحت عنوان "آیت الله توسلی مرحوم و احمدی نژاد مطلوم" بشرح زیر است:

درگذشت مرحوم آيت الله توسلي كه صبح روز شنبه و به هنگام حضور در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام- يعني در حال انجام وظيفه- اتفاق افتاد همانگونه كه انتظار مي رفت غبار غم بر چهره مردم و دوستداران امام راحل(ره) نشاند چرا كه آن مرحوم به دليل حضور پيوسته در محضر حضرت امام(ره) و در جايگاه رياست دفتر آن مراد به حق پيوسته، ياد و خاطره امام راحل(ره) را در اذهان زنده مي كرد و به قول رهبر معظم انقلاب «از شاگردان امام راحل رضوان الله عليه و از نخستين پيوستگان به نهضت عظيم آن بزرگوار بود» بنابراين طبيعي بود كه فقدانش براي تمامي ارادتمندان حضرت امام(ره) تلخ و ناگوار باشد و هست.

گفته مي شود- و مي تواند صحت داشته باشد- كه مرحوم آيت الله توسلي در حالي دچار عارضه سكته قلبي شده و دار فاني را وداع كرده است كه از اهانت يك سايت اينترنتي به بيت معظم حضرت امام(ره) برآشفته و ماجراي آن اهانت را به گلايه براي حاضران نقل مي كرده است، كه نگراني ايشان نيز طبيعي بوده است زيرا مرحوم آيت الله توسلي از نزديكان بيت امام راحل(ره) بود و تا پايان عمر نيز در اين حلقه مي زيست، بنابراين اهانت به يادگار نسبي حضرت امام(ره) اگرچه براي تمامي ملت ايران تلخ و گزنده بود ولي براي ايشان مي توانست تلخ تر و گزنده تر باشد. اما...

نواندیش


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
متن کامل سخنان آیت الله توسلی در مجمع تشخیص پیش از ارتحال

 جمعی از شخصیت ها و مردم با حضور در دفتر امور بین الملل موسسه نشر و آثار حضرت امام خمینی(ره) با خانواده مرحوم آیت الله توسلی ابراز همدردی کردند.

به گزارش "نواندیش" بدنبال ارتحال آیت الله توسلی ، دوستداران و اقوام وی در محل فوق گردهم آمده و پذیرای عزاداران شدند.

بر اساس این خبر در انتهای این برنامه یکی از حاضران به قرائت آخرین سخنان آیت الله توسلی در آخرین لحظات عمر با برکت ایشان در مجمع تشخیص مصلحت پرداخت ، که در ادامه این سخنان می آید:

... ایستادند در مقابل دشمنان خارجی که این چنین به انقلاب اسلامی وفادار هستند و حضرت امام (ره) فرمود : "جانم فدای تک تک ایم ملت". امام (ره) این ملت راشناخت و با عرض تسلیت به پیشگاه مقام معظم رهبری و ملت عزیز لبنان و حزب الله ، در رابطه با شهادت عماد مغنیه و با تاسف از اینکه در ایام دهه مبارکه فجر (که از ورود حضرت امام - ره - تا روز 22 بهمن ، روز خوشحالی ملت ایران و همه به یاد امام - ره - بودند.) جای تاسف است که در چنین ایامی به بیت رفیع حضرت امام (ره) آن طور اهانت ها و تهمت ها و دروغ پردازی هایی شد که حتی رادیوهای بیگانه هم کلمات این سایت را نقل کردند.

همانطور که حضرتعالی فرمودید ، ما نمی دانیم که چه کسی هست. اما متوجه می شویم که یک دستی در کار است که بیت امام (ره) و شخصیت های مبارز اسلام را که به انقلاب دلبستگی داشتند ، آنها را از صحنه خارج کنند. آقای حاج حسن خمینی ، دو تا مطلب ذکر کرد. که حالا منشا آن هم ، من یک خوابی که ایشان دیده بودند بگویم حدود 2 ماه قبل ، بعضی از بزرگان اطلاع دارند ، ایشان گفتند که من خواب دیدم امام (ره) به من فرمود که "حسن من را دارند از این خانه بیرون می کنند" گفتم آقا چه کسی شما را از این خانه بیرون می کند. باز خواب دیدم دوباره که امام (ره) فرمودند " حسن من را دارند از این خانه بیرون می کنند" تا سه مرتبه این خواب را دیدم. البته من نمی گویم که خواب حجت است. اما گاهی خوابهایی است که انسان از آنها چیزهایی را متوجه می شود. من در کلمات حضرت امام (ره) مطالعه می کردم و دیدم که این پیش بینی را خود امام (ره) کرده است : "در تاریخ 23 اوان 63 ، اینجانب هیچگاه میل نداشتم و ندارم که درباره نزدیکان خود سخنی بگویم. لکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدس حق (جل و علا) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است  و در نزد مسلمان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور ، تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم. اما در پیش گروه هایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم. و احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقام جویی از من به بعضی از نزدیکان و دوستانم تهمت ها که من آنها را ناروا می دانم بزنند. و به آتش که باید مرا بسوزانند ، آنها را بسوزانند. و احیانا به صورت دفاع از من ، انتقام مرا از آنها بگیرند" این نامه است مفصل از امام(ره) که در صحیفه امام (ره) هست و در وعده دیدار امام (ره) هست.

نواندیش


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 سعيد مدني پژوهشگر حوزه رفاه اجتماعي: نزدیک به 30 درصد از جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق

یك پژوهشگر حوزه رفاه اجتماعي با استناد به وضعيت شاخص‌هاي رفاه در كشور گفت: هنوز بخشي از جمعيت ايران در زير خط فقر شديد به سر مي‌برند و درآمد كافي براي تامين نيازهاي صرفا غذايي خود ندارند و در حالي كه درآمد سرانه هر ايراني حدود 300 دلار برآورد مي‌شود، درآمد سرانه مردم كويت 26 هزار دلار دلار، امارات 25 هزاردلار، عربستان 12 هزار و 400 دلار و عمان 9 هزار و 500 دلار است.
سعيد مدني با بيان اين كه در خوشبينانه‌ترين آمارها جمعيت زير خط فقر شديد يك ميليون نفر اعلام شده است، افزود: اين در حالي است كه ارزيابي‌هاي واقع بينانه حاكي از وجود چهار تا پنج ميليون ايراني در زير خط فقر شديد است.

ایسنا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گذری بر تاریخچه جشن سپندارمذگان یا جشن زن ایرانی

بیست و نهم بهمن ماه جشن 4000 ساله سپندارمذگان یا جشن زن ایرانی

طبق سالنامه زرتشتى، روز اسفند از ماه اسفند يعنى پنجمين روز از اين ماه و بنابر تقويم امروزى، ۲۹ بهمن ماه روز سپاسدارى از جايگاه زنان و مادران است كه مظهر مهر و پاكى و فروتنى هستند. اين جشن مربوط به امشاسپند۱ سپندارمذ۲ است كه حامى زنان درستكار و پارسا است.از اين رو ماه اسفند و به خصوص اين روز (سپندارمذ) جشن زنان بوده و در اين روز مردان به زنان هديه مى دادند. اين روز متعلق به سپندارمذ يا سپنته آرمئيتى است و چون نام روز و نام ماه با هم موافق مى شوند، جشن مى گيرند. اين فرشته در عالم مينوى نماد عشق، محبت، تواضع، بردبارى، جانبازى و فداكارى است و در جهان مادى پاسبان و حامى زنان نيك و پارسا است و تمام خوشى هاى روى زمين در دست اوست. اين فرشته گذشته از پاسبانى زنان پارسا نگهبان و حامى زمين هم است. اين جشن را به دليل نزديكى كشت و كار و فصل بهار به نام «برزگران» نيز مى گويند. در آيين زرتشت ، به دليل برخى ويژگى هاى مشترك زمين با زن همچون آفرينندگى و زايندگى، اين روز به نام «زن و زمين» نام گرفته است.
• ديرينگى و آيين هاى باستانى
ابوريحان بيرونى مى گويد:«اسفندارمذ ماه روز پنجم آن روز اسفندارمذ است و براى اتفاق دو نام آن را چنين ناميده اند و معناى آن عقل و حلم (بردبارى) است و اسفندارمذ فرشته موكل به زمين است و نيز بر زن هاى درستكار و عفيف و شوهردوست و خيرخواه موكل است و در زمان گذشته اين ماه به ويژه اين روز عيد زنان بوده و در عيد مردان به زنان بخشش مى كردند و هنوز اين مراسم در اصفهان و رى و ديگر بلدان پهله (غرب و مركز ايران) باقى مانده و به فارسى مزدگيران مى گويند و در اين روز افسون مى نويسند و عوام مويز را به دانه انار مى كوبند و ترياقى خواهد شد كه از زيان گزيدن كژدم ها دفع مى كند و از آغاز سپيده دم تا طلوع آفتاب اين رقيه (افسون) را به كاغذهاى چهارگوش مى نويسد. (...) و بر سر ديوار خانه مى چسبانند و ديوارى را كه مقابل با صدرخانه است خالى مى گذارند و مى گويند: اگر به ديوار چهارم از اين كاغذها بچسبانيم هوام و حشرات سرگردان مى شوند و راهى نمى يابند كه از آن خارج شوند و سرهاى خود را به قصد خروج از خانه بلند مى كنند و خاصيت اين طلسم اين بود كه ذكر شد.» ابوريحان بيرونى در كتاب «التفهيم» از اين روز به عنوان «مردگيران يا مزدگيران» يادكرده كه در اين روز زنان از مردان هديه دريافت مى داشته اند و در واقع اين جشن به زنان اختصاص داشته است. از اين رو، آن را «روز زن در ايران باستان» ناميده اند. حكيم توس در اين باره در شاهنامه چنين آورده است:
 

 سپندارمذ پاسبان تو باد                    ز خرداد روشن روان تو باد
 

در سفره اين جشن جامى از شير و تخم مرغ كه نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها ميوه هاى فصل به ويژه انار و سيب، شاخه هاى گل، شربت و شيرينى، برگ هاى خشك آويشن با دانه هايى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و كندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار كمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها كه در جشن مهرگان براى سفارش كاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مى گذارند. از ويژگى هاى اين جشن، استراحت كامل زنان از كار و تلاش و كوشش و فرمانبردارى كامل مردان از زنان بوده است. در اين روز به پاس تلاش يك ساله زنان، مردان وظايف ايشان را بر دوش گرفته و با اين كار، فعاليت هاى يك زن را تجربه مى كردند و در عين حال در اين روز هديه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلى اين جشن به شمار رفته است.به اين ترتيب از محبت و مهربانى زنان سپاسگزارى مى شود. در اين روز خاص همچنين انجام كارهاى خانه بر عهده مردان است و زنان با پوشيدن لباس هاى نو، مورد تكريم قرار مى گيرند. در مراسم جشن اسفندگان در آيين زرتشت همچنين زنان پاكدامن و پرهيزگار كه به تربيت فرزندان نيك پرداخته اند و اين فرزندان به عنوان شخصى نيك شناخته شده اند، تشويق مى شوند.مطابق عقايد و اصول مذهبى زرتشتيان، سپندارمذ در عالم معنوى نماد مهر و محبت و در جهان خاكى فرشته اى است نگهبان زمين. به همين منظور ايرانيان، در ماه اسفند اقدام به امور اجتماعى و عمرانى عام المنفعه مى كردند. و به حفر قنوات و خشكانيدن مرداب ها و باتلاق ها و آباد كردن زمين هاى باير به وسيله سدبندى رودخانه ها و كشت و زرع و نشاندن درخت مى پرداخته اند. و اجراى اين امور را جزء فرايض دينى خود به حساب آورده و ايمان داشتند كه اگر كسى چنين كارهاى نيكو كند، پس از مرگش در بهشت جاويدان خداوند، منزل خواهد گرفت.
در فرهنگ زرتشتى شش فروزه و صفت بين انسان و خداوند مشترك است به گونه اى كه انسان مى تواند با بهره مندى و به كارگيرى هر يك از اين صفت ها به اهورامزدا نزديك تر شود. در بين اين ويژگى ها چهارمين صفت و فروزه سپنته آرمئيتى نام دارد. اين واژه كه فروتنى و بردبارى معنى مى دهد يكى از فروزه هاى اهورايى است كه انسان نيز مى تواند آن را در خود پرورش دهد.در باور ايرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفكر و خردورزى بيشترى است، در برابر آن زن نيز داراى مهر ورزى، عشق پاك، پاكدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است كه هر يك از اين دو به تنهايى راه به جايى نبرده و حتى روند پويايى گيتى را هم به ايستايى مى كشانند. اگر مردان بدنه هواپيماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند كه پيكره بى موتور و موتور بى بدنه هيچ كدام به تنهايى به اوج سعادت نمى رسند بلكه ذره اى حركت و جنبش هم برايشان ناممكن است.در گاهان ستوده شده، اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به ميزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسيت و قوميت و رنگ و نژاد و از ديدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزينش همسر آزاد شمرده و عشق پاك و دانش نيك را دو معيار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشويى در اين مى داند كه هر يك بكوشند تا در راستى از ديگرى پيشى جويند.از بين زنان و مردان، كسى كه برابر آيين راستى ستايشش بهتر است، مزدا اهورا از آن آگاه است. اين گونه زنان و مردان را ما مى ستاييم... اين زمين را با زنانى كه بر روى آن زندگى مى كنند مى ستاييم. اى اهورامزدا، مى ستاييم زنانى را كه در اثر درستكارى و راستى نيرومند شده اند... ما مى ستاييم مردان و زنان نيك انديشى را كه در هر كشور با وجدان نيك بر ضد بدى قيام كرده يا مى كنند... كدبانوى خانه را كه اشو و سردار اشو هستند مى ستاييم. زن پارسايى را مى ستاييم كه بسيار نيك انديش، بسيار نيك گفتار، بسيار نيك كردار، فرهيخته و يارى رسان شوهر خود و اشو باشد. اى اهورامزدا ما مى ستاييم زنان يارى رسان را اين هماهنگى و ميانه روى، بسيار ارزشمند و قابل توجه است. در زمانى كه در بسيارى از سرزمين ها و فرهنگ هاى جهان باستان، دختر منفور خانواده بود و حتى گاهى پس از زايش بى درنگ زنده زنده به گور مى رفت، در ايران باستان، زن همكار و همفكر مرد در زندگى زناشويى و حتى گاهى در زمينه حقوقى _ دينى و مذهبى _ جنگ و پهلوانى بوده است. در افسانه هاى پيش از زرتشت، سپندارمذ دختر اهورامزداست و در سمت چپ او مى نشيند و بهمن پسر اهورامزداست و سمت راست او قرار مى گيرد. در گاهان از او چون پرورش دهنده آفريدگان ياد مى شود. (يسنا ،۴۶ بند ۱۲) و مردم از طريق اوست كه تقدس مى يابند. (يسنا ،۵۱ بند ۲۱) نام او اغلب مترادف نام زمين است. ونديداد ،۲ بندهاى ۱۸ و ۲۰
چون زمين زير نظر اوست مى گويد كه به چهارپايان چراگاه مى بخشد. سپندارمذ وقتى كه دزدان و مردان بد و زنان بى ملاحظه آزادانه روى زمين راه مى روند، آزرده مى شود، اما وقتى فرزند پارسايى زاده مى شود، شادمان مى گردد. هماورد داخلى او تروميتى (Taromaiti) «گستاخى» و پرميتى (Pairimiti) «كج انديشى» اند.
آرمئيتى _ سپندارمذ به معنى محبت سود رساننده و حلم و تواضع است. اين مقام شريف مقدس را كه پسنديده خود اوست، اهورامزدا به امشاسپند آرمئيتى عطا فرموده و او را خلاصه براى بروز اين صفات در زمين مامور و منصوب داشته تا از آبادى زمين و پرورش آنچه متعلق به زمين است و زمين در صفات مذكور مطيع آرمئيتى و سودرساننده به اهل زمين و نسبت به اهلش حليم و متواضع باشد و تمامى آن صفات در پروردگان زمين بروز مى كند. زمين را آباد، بدى ها و قتل و غارت را معدوم مى سازد و زمين كه آباد شود ارزاق لايق آفريدگان كه روزى دهنده حقيقى مقرر كرده فراهم مى شود و زمين كه آباد شود روح انسان را شاد و مفرح مى نمايد.
• نيايش
در كتاب گات ها، سروده هاى جاودانه اشوزرتشت از فروزه سپنته آرمئيتى بارها ياد شده و ويژگى هاى آن برشمرده شده است:
اى آرمئيتى، اى مظهر ايمان و محبت، آن پرتو ايزدى كه پاداش زندگانى سراسر نيك منشى است به من ارزانى دار - گات ها هات ،۴۳ بند ۱
پروردگارا مرا به سوى راستى و پاكى كه نهايت آرزوى من است رهبرى كن تا با پيروى از آرمئيتى مظهر ايمان و محبت به رسايى نايل آيم - هات ،۴۳ بند ۳
آرمئيتى نور محبت و ايمان را در دل رادمردان روشن كرده آنان را به سوى حقيقت رهبرى خواهد كرد- هات ،۴۳ بند ۶
• اى مام مهربانم
زبان گوياى اسرار اينك كه زمان سپاسدارى از مهر و وفاى توست گنگ مى ماند. در يك سخن مى خواهم بدانى كه آن دست هاى كوچك و جسم ناتوان اكنون كه پرتوان شده است، يكسره تو را سپاس مى گويد.
اسفندگان روز مادر، روز زن و زمين و روز گراميداشت همه فروزگان پسنديده و نيكوى انسانى است و اكنون شايسته است ما نيز چون نياكان فرزانه خود اين جشن فرخنده را برگزار كرده و از مهر و مهربانى همه مادران و بانوان ايران زمين سپاسگزارى كنيم و شايد روزى تمام مردمان جهان روز اسفند از ماه اسفند را روز مادر طبيعت (محيط زيست) نام نهادند.
پى نوشت ها:
۱ _ امشاسپند = مفرد كلمه امشاسپندان به معنى پاكان بى مرگ است. بهمن، ارديبهشت، شهريور، سپندارمذ، خرداد و امرداد.
۲ _ سپندارمذ، چهارمين امشاسپند سپندارمذ يا سپنته آرمئيتى است. از دو جزء تشكيل شده، سپنته = پاك، آرمئيتى = مهر و عشق.
آر + مئيتى = رسا و درست و موافق + انديشه (ى) در آخر اين كلمه علامت تانيث است.
(در زبان اوستايى و همچنين زبان هاى فرانسه و عربى صفاتى كه براى زنان به كار مى رود داراى علامت ويژه اى است كه به آن علامت تانيث مى گويند.)
سپنته + آر + مئيتى = پاك + درست + انديشه = فروتنى عشق پاك و انديشه رسا صفتى براى زنان
منبع :کتاب آیین ایران باستان

نوشته شده توسط ما در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یادی از خسرو گلسرخي،به مناسبت سالگرد اعدام خسرو گلسرخي

بخشی از زندگینامه
خسرو گلسرخي متولد دوم بهمن ماه 1322 شمسي در شهر رشت است. در كودكي پدرش قدير را از دست داد. مادرش شمس الشريعه وحيد، او و برادر دو ساله اش فرهاد را به شهر قم نزد پدربزرگ مادري شان حاج شيخ محمد وحيد برد. وحيد، مرد مبارزي بود كه روزگاري در نهضت جنگل ، در كنار ميرزا كوچك خان جنگيده بود. خسرو توسط وي تعليم ديد و تحت تأثير مبارزات و نظرات وي واقع شد و حتي شعرهايي به نام "جنگلي ها" و "دامون" در اين رابطه گفت و نام فرزندش را نيز "دامون" گذاشت. (دامون به معني پناهگاه، و انبوهي و سياهي جنگل است). در سال 1341، پس از درگذشت پدربزرگش همراه برادرش فرهاد به تهران رفت و در اتاقي كرايه‌اي در محله امين حضور سكني گزيد. او شب ها درس مي‌خواند و روزها كار مي‌كرد.

خسرو در اين سالها، از ادبيات نيز غافل نبود دوران شكوفايي فكري و فعاليت چشمگيرش در مطبوعات را ميتوان در سالهاي 48 تا 52 كه سال دستگيريش توسط ساواك است دانست. اما كار جدي اش را در شعر از سال 45 شروع كرد. گلسرخي در سال 48 با عاطفه گرگين، دوست همرزمش ازدواج كرد و داراي فرزندي به نام "دامون" شد كه اكنون با مادرش عاطفه گرگين در پاريس زندگي مي‌كند. يك هفته بعد از دستگيري خسرو گلسرخي، عاطفه گرگين نيز كه به وسيله يكي از همكارانش از دستگيري خسرو آگاه شده بود دستگير شد و با به زندان افتادن او به ناچار سرپرستي فرزندش به برادرش سپرده شد.

او در سحرگاه روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۲ به جرم شرکت در طرح گروگانگیری رضا پهلوی، عليرغم آن كه به خاطر بودن در زندانِ ساواك هرگز نمي‌توانست در طرح گروگان گيري رضا پهلوي شركت داشته باشد، به همراه دوست همرزمش کرامت‌الله دانشیان به خاطر عقاید مارکسیستی و دفاع از عقایدش و محکوم کردن شاه و اعمال رژیمش در دادگاه نظامی به اعدام محکوم شدند.

وقتی دادگاه نظامی حكم اعدام گلسرخی و دانشیان را قرائت كرد آن دو فقط لبخند زدند و بعد دست یكدیگر را به گرمی فشردند و در آغوش هم فرو رفتند.

محبوبیت گلسرخی و دانشیان ترس ساواك را برانگیخت آنها به تكاپو افتادند تا شاید در آخرین لحظات در آنها رسوخ كنند. به آنها كه با شكیبایی منتظر تیرباران بودند پیشنهاد شد كه از شاه تقاضای عفو كنند اما آنها فقط پوزخند زدند. ساواك وقتی دید با هیچ حربه ای قادر به فریب آنها نیست به گلسرخی پیشنهاد داد كه دامون پسرش را قبل از تیرباران ببیند. اما گلسرخی به این پیشنهاد هم جواب منفی داد، زندگی كه او می خواست از دست بدهد تا به وظیفه اش عمل كند آری برای او مرگ یك وظیفه بود. وقتی از او تقاضای ندامت نامه می كنند تا در نتیجه دادگاه تخفیف دهند، او می گوید هیچ كس از زندگی در كنار زن و فرزند گریزان نیست. من مثل هر انسانی زندگی را دوست دارم و دوست دارم مثل هر پدری رنگ چشمان فرزندم را ببینم اما راهی را كه انتخاب كرده ایم باید به پایان ببریم. مرگ ما حیات ابدی است ما می رویم تا راه و رسم مبارزه بماند اگر من ندامت نامه بنویسم كمر مبارزان را خرد نكرده ام ؟؟؟

در سحرگاه 29 بهمن در میدان چیت گر تهران وقتی او را به چوبه اعدام بستند هنوز لبخند می زند و می خواهد كه چشمانش را نبندند چون می خواست با دیدن خورشید به سرای باقی بشتابد .


خسرو گلسرخی هم اکنون به همراه تنی چند از دیگر مبارزان زمان شاه مانند کرامت‌الله دانشیان(دوست و همرزمش که با او اعدام شد), محمد حنیف نژاد، سعید محسن، علی‌اصغر بدیع‌زادگان(از پایه‌گذاران سازمان مجاهدین)، و علی میهن دوست (از اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین) و گروه بیژن جزنی که به همراه 8 نفر دیگر از همراهانش در ۳۰ فروردین ۵۴ در تپه‌های اوین کشته‌شدند‌، در قطعه سی و سه بهشت زهرا به خاک سپرده شده‌اند. یادشان گرامی باد.


متن کامل دفاعيات :
ان‌الحياة عقيده و جهاد. سخنم را با گفته‌اي از مولاحسين شهيد بزرگ خلق‌هاي خاورميانه آغاز مي‌كنم. من كه يك ماركسيست-لنينيست هستم براي نخستين بار عدالت اجتماعي را در مكتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. من در اين دادگاه براي جانم چانه نمي‌زنم و حتي براي عمرم، من قطره‌اي ناچيز از عظمت خلق‌هاي مبارز ايران هستم خلقي كه مزدك‌ها و مازيارها و بابك‌ها، يعقوب ليث‌ها، ‌ستارها و حيدر اوغلي‌ها، پسيان‌ها و ميرزا كوچك‌ها، اراني‌ها ،‌ روزبه‌ها و وارطان‌ها داشته است. آري من براي جانم چانه نمي‌زنم چرا كه فرزند خلق مبارز و دلاور هستم. از اسلام سخنم را آغاز كردم اسلام حقيقي در ايران همواره دين خود را به جنبش‌هاي رهايي‌ بخش ايران پرداخته است. سيد عبدالله بهبهاني ها، شيخ محمد خياباني‌ ها نمودار صادق اين جنبش‌ ها هستند و امروز نيز اسلام حقيقي دين خود را به جنبش‌هاي آزادي‌بخش ملي ايران ادا مي‌كند، هنگامي ‌كه ماركس مي‌گويد: "در يك جامعه طبقاتي ثروت در سويي انباشته مي‌شود و فقر و گرسنگي و فلاكت در سوئي ديگر در حاليكه مولد ثروت طبقه محروم است" و مولا علي مي‌گويد: "قصري برپا نمي‌شود مگر آن‌كه هزاران نفر فقير گردند" نزديكي‌هاي بسياري وجود دارد چنين است كه مي‌توان در اين تاريخ از مولا علي به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسي‌ ها و اباذر غفاري‌ ها.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

اعلام حکم دادگاه تجدیدنظر پرونده نشریات دانشجویی تا ۱۰ روز دیگر

دادگاه تجدیدنظر احکام دادگاه های عمومی و انقلاب تهران برای ۳ دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر امروز در شعبه ۴۴ دادگاه تجدید نظر برگزار شد.محمد علی دادخواه با بیان این مطلب افزود: رئیس دادگاه هنوز هیچ اظهار

نظری نکرده است. قاعدتا ظرف ۱۰ روز آینده حکم دادکاه تجدید نظر در خصوص موکلانم احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان صادر می شود.به گفته وکیل دانشجویان، قاضی ساعی رئیس دادگاه تجدیدنظر احکام

دادگاه انقلاب و عمومی تهران برای پرونده توهین به مقدسات در نشریات دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر است.دادگستری استان تهران در اواخر آذر ماه به دنبال اعلام نظر دادگاه عمومی تهران و انتشار اخباری مبنی بر

تبرئه سه متهم نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر از کلیه اتهامات انتسابی برای جلوگیری از سوء تعابیر، تحلیلهای متفاوت و بعضا اشتباه توضیحاتی را اعلام ارائه کرد.دادگستری استان تهران اعلام کرده بود : متهمان

احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان دارای دو پرونده مجزا در شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی تهران واقع در مجتمع قضایی شهید قدوسی(ره) و همچنین شعبه ۶ دادگاه انقلاب اسلامی بوده اند.در نخستین پرونده

نامبردگان مطابق با اعلام نظر قضایی توسط شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی تهران از اتهام توهین به مقدسات برائت حاصل کرده ولی در خصوص ردیف اتهاماتی با عنوان نشر اکاذیب علیه نیروهای بسیج دانشجویی دانشگاه

امیرکبیر و نیروهای امنیتی با عنایت به اقرار و اعتراف صریح و بی شائبه متهمان موصوف در محضر دادگاه مبنی بر اینکه هیچگونه دلیلی دال بر اثبات اظهارات خود در خصوص توزیع نشریه حاوی توهین به مقدسات به شرحی که

بدان اشاره شده از سوی بسیج دانشجویی و نیروهای امنیتی ندارند.لذا هر یک از آنها به چهار ماه حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم شده اند که حکم صادره بدوی، غیرقطعی بوده و برابر مقررات قانونی قابل

تجدیدنظرخواهی است.افراد مذکور سابقا از طریق شعبه ۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران نیز در خصوص اتهام تبلیغ علیه نظام و جرائم امنیتی پس از رسیدگی به مجازاتهای حبس تعزیری از دو الی سه سال متناسب با جرائم

 ارتکابی محکوم شدند که متعاقب اعتراض محکوم علیهم به رای صادره مراتب جهت رسیدگی به محاکمه تجد