تبليغاتX
تابوت اندیشه
هشدار مدافعان حقوق بشر به یونسکو : پاسارگاد را در یابید

برای پرهیز از بی اعتنایی به وضعیت پاسارگاد
و درخواست از مردمان جهان برای نجات پاسارگاد

چند سالی است که از احداث و آبگیری سد سیوند گفت وگو می شود. در این میان تحلیل گران و اندیشمندان با شناخت دقیق و نگاه عمیق، حذف این طرح را توصیه و با مباحث علمی و کارشناسی، خسارت آن را به محیط زیست، از جمله دریاچه بختگان و آسیب های غیرقابل جبران به مجموعه پاسارگاد، به مسئولان گوشزد کردند.

حدود یک سال پیش، در شرایطی که مسئولان وقعی به این توصیه های ارزشمند نمی نهادند و خسارت های مادی و معنوی به پاسارگاد در شرف وقوع بود، به ناچار و برای اولین بار در تاریخ دادگستری ایران، 4350 نفر از فرهیختگان ایرانی شکواییه ای به مجتمع قضایی کارکنان دولت ارائه کردند و خواستند دستور موقت برای جلوگیری از آبگیری سد سیوند صادر شود که البته در کمال تأسف، هیچ اقدامی تاکنون در این زمینه انجام نشده است. اخیراً مقامات رسمی کشور اعلام داشته اند آثار مخرب آبگیری سد بر میراث ارزشمند فرهنگی پاسارگاد مشخص شده است و این خود تأییدی است بر عملکرد انفعالی مدیران و مسئولان بی توجهی که موجب ورود خسارت به میراث فرهنگی و تاریخی ایران شده اند. باید به یاد داشته باشیم که هویت، استقلال و پیوند به این سرزمین و تمدن، حرکت همه جامعه را می طلبد و می دانیم هر حرکتی، محرک می خواهد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در جمعه هفتم تیر 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بیانیه دانشجویان در بارۀ تخریب کتیبۀ هخامنشی جزیرۀ خارک

اتحاديةانجمن هاي علمي دانشجويان باستان‌شناسي سراسر کشور طی بیانیه ای با محکوم کردن تخریب کتیبۀ هخامنشی جزیرۀ خارک نوشت کشف کتیبه هخامنشی خارک آب سردی بود بر پیکر تبلغیات ضد ایرانی درباره خلیج فارس. خوشحالی زایدالوصفی که چه زود به تلخی گرایید؛ کتیبه هخامنشی جزیره خارک نابود شد!

در دهه های اخیر خبرهای ناگوار تخریب و تحریف مواریث مادی و معنوی ایرانیان با قوت ادامه داشته است. از تخریب حمام خسروآقا در اصفهان تا تلاش بر نابودی ارگ علیشاه تبریز، از آبگیری سد سیوند در فارس تا انفجارهای نفتی در ارجان بهبهان خوزستان، از شکسته شدن شمشیر شاه اسماعیل در موزه رضا عباسی تا سرقت و ذوب لوح زرین داریوش بزرگ در موزه ملی ایران، از تخریب بافت های کهن شهرهای ایران تا شکستن حریم محوطه های تاریخی ایران، از عبور قطار از حریم نقش رستم تا عبور لوله آب از میان آرامگاه عیلامی در رامهرمز، از ساختن برج جهان نما در جوار میدان نقش جهان اصفهان تا برآمدن دکل های برق در پشت آرمگاه

فرودسی در طوس، از ایجاد چاه نفت در کنار چغازنبیل تا توسعه کارخانه پتروشیمی در نزدیکی تخت جمشید، از خورد شدن پلکان سکوی مقدس پاسارگاد تا از بین رفتن گونه نقش برجسته هخامنشی در تخت جمشید، از تحریف نام دریای مازندران و خلیج فارس تا مصادره مولانا و رودکی و ابن سینا، از حراج سر سرباز هخامنشی تخت جمشید تا غارت و فروش اشیاء جیرفت، از بلندمرتبه سازی دانشگاه مرودشت تا مصادره زمینهای شهر باستانی ایوان کرخه در خوزستان، از نابودی محوطه های باستانی به بهانه توسعه عملیات عمرانی همچون سدسازی تا تسطیح محوطه های باستانی به نام توسعه کشاورزی، از تخریب کتیبههای شوش تا نابودی کامل کتیبه جزیره خارک.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پرسپولیس یا پیروزی؟! پرسشی فراتر از یک نام
مثلا نام های شاه، ولیعهد، پهلوی، فرح، 24 اسفند (سالروز تولد رضاخان) و ... که بر روی میدان ها و خیابان ها و بلوارهای شهرهای مختلف گذاشته شده بودند، به نام های دیگری مثل ولی عصر (عج)، امام، هفت تیر، انقلاب، و ... تبدیل شدند و مردم نیز این تغیر را پذیرفتند اما...
  چندی پیش، معاون حقوقی سازمان تربیت بدنی در انتقاد از کسانی که باشگاه پیروزی تهران را "پرسپولیس" می خوانند، آنها را متخلف خواند و حتی تصریح کرد که سایت رسمی این باشگاه نیز که از نام پرسپولیس استفاده می کند، تخلف کرده است.


از منظر حقوقی، البته حق با ایشان است زیرا آنچه در اسناد رسمی این باشگاه که متعلق به سازمان تربیت بدنی آمده، همان نام پیروزی است و نه نام پرسپولیس.

با این حال، فارغ از مباحث رسمی و حقوقی، مباحث طرح شده درباره نام این باشگاه پرطرفدار، و البته قهرمانی آن در لیگ برتر کشور، بهانه خوبی است برای ورود به یک بحث دامنه دار و مهم.

***
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، حرکت بزرگی در کشور به راه افتاد که می توان نام آن را "نهضت تغییر نام" ها نامید.

عصرایران ؛

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
«خليج عربي» در كتاب سازمان ميراث فرهنگي!
وي مدعي شد:يكي از اين نقشه‌ها، توسط «كوهل» آمريكايي تهيه شده و با وقاحت از عنوان خليج عربي و درياي عرب به جاي نام واقعي آنها استفاده شده است. جالب آن كه دبير همايش مذكور در مقدمه كتاب با تمجيد از نقش وي اشاره كرده كه وي و «كارلووسكي» به دلايل سياسي ميان دولت ايران و آمريكا از فرودگاه مهرآباد بازگردانده شده‌اند. اين تجليل يا اشاره در مقدمه كتاب چه توجيهي دارد؟
 
در كتاب مجموعه مقالات همايش باستان‌شناسي حوزه هليل، جيرفت در برخي از نقشه‌ها و مطالب از عنوان جعلي «خليج عربي» به جاي «خليج فارس» به كار رفته است.

تابناک

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 سند مالکيت خليج فارس در آذربايجان امضا شد .


چند روز پس از اين تظاهرات، ناگهان متنی بر روی اينترنت قرار گرفت و بوسيلهء ای ميل برای ايرانيان فرستاده شد که اطلاع می داد تظاهراتی که در تبريز در روز سيزدهم ارديبهشت انجام شده اصلاً ربطی به خليج فارس نداشته است. نويسندهء خبر، با مسرت تمام، ارتباط اين تظاهرات با روز ملی خليج فارس را منکر شده و بعنوان دليل نوشته بود که: در گالری عکسی که از مراسم منتشر شده، هیچ پلاکاردی در دفاع از نام خلیج فارس در عکس هایی که از جمعیت نشان داده شده وجود ندارد، جز در دست چند نفر که کاملاً جدا از جمعیت ایستاده اند و به نظر می رسد فقط می خواسته اند عکسی بگیرند تا خود را بخشی از جمعیت نشان دهند!


از مدت ها پيش، تقويم های رسمی چاپ ايران از يازدهم ارديبهشت به عنوان روز ملی خليج فارس ياد می کردند و سايت های دولتی حتی مطالبی دربارهء اين روز داشتند، بی آنکه معلوم شود چه کسی در اين روز ملی قرار است چه بکند. اما تا فرا رسيدن اين روز چند حادثه مهم پيش آمد: نخست سفر احمدی نژاد بود به اجلاسيه ای که کنفرانس کشورهای حاشيهء خليج عربی خوانده می شد و نشستن او، بعنوان رئيس جمهور ايران، و وزير خارجه اش، منوچهر متکی، در زير تابلوئی که همين نام را اعلام می داشت. اگرچه، پس از روياروئی با جنجال ناشی از اين عمل زشت، سخنگوی دولت اعلام کرد که ترجمهء درست نام اين اجلاس کنفرانس کشورهای عرب حاشيهء خليج است و نه کنفرانس کشورهای حاشيهء خليج عربی اما، از آنجا که حتی پذيرفتن خليج بجای خليج فارس خود عذری بدتر از گناه و خيانتی بزرگ به منافع ملت ايران است، احساسات مردم برانگيخته ماند. آنگاه نوبت به سران امارات متحدهء عربی رسيد که ادعای دو سه دههء اخير مالکيت بر جزاير خليج فارس را تکرار کرده و نام خليج را نيز همچنان عربی بخوانند. و اتفاق بعدی هم آن بود که سايت Google Earth در نقشه های ماهواره ای اش خليج فارس را خليج عربی خواند و موجب شد تا، بصورتی کم سابقه، صدها هزار ايرانی در سراسر دنيا پای يک اعلاميهء اعتراضی امضاء بگذارند. همچنين، اين بحث مطرح شد که، با توجه به بی اعتنائی دولت احمدی نژاد به اين تعرضات و گاه راه باز کردن برای تحقق انواع آنها، لازم است که در داخل و خارج ايران در يک روز معين واکنشی همگانی صورت گيرد.


اطلاعات نت


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
خوشا "امارات" که همسایه اش "ایران" است!

با توجه به این ارقام ، امارات، بدون آنکه کوچکترین تولیدی داشته باشد، به بزرگترین صادرکننده به ایران تبدیل شده و حتی از کشورهایی مثل آلمان، چین، سوییس و کره جنوبی (سایر شرکای بزرگ تجاری ایران) نیز پیشی گرفته ، به گونه ای که بیشترین کسری تراز تجاری ایران نیز مربوط به امارات بوده است.
 در حالی که امارات متحده عربی، تنها کشوری است که نسبت به بخشی از خاک ایران، ادعای ارضی دارد، در سال گذشته خورشیدی بزرگترین شریک تجاری ایران بوده و میلیاردها دلار از این رهگذر سود خالص برده است.
به گزارش عصرایران ، طبق آماری که اخیرا معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری منتشر کرده است، در سال گذشته، عمده ترین طرف خارجی واردات و صادرات ایران، کشور امارات متحده عربی بوده و بیشترین کسری تراز تجاری ایران نیز مربوط به امارات بوده است.

در سال گذشته، رقم کسری تراز تجاری ایران با امارات 9271 میلیون دلار بوده است. این در حالی است که رقم کسری تراز تجاری ایران با آلمان 4903 میلیون دلار و با چین 3038 میلیون دلار بوده است.

به دیگر سخن، کسری تراز تجاری ایران در روابط با کشور کوچک امارات، دو برابر آلمان (بزرگترین صادرکننده جهان با 1000 میلیارد دلار در سال) و سه برابر چین (که دنیا را به تسخیر کالاهای خود در آورده) بوده است. این در حالی است که بر خلاف المان و چین ،اساساً در امارات محصول خاصی که به ایران صادر شود، تولید نمی شود بلکه اماراتی ها صرفا به عنوان یک "واسطه" عمل می کنند و محصولات کشورهای مختلف جهان را در قالب صادرات مجدد به ایران می فروشند.


پی نوشت:دلیل اصلی این موضوع تحریم اقتصادی ایران می باشد
که همین امر باعث شده ایران مجبور به تهیه کالا از طریق واسطه هایی همچون امارات شود.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مروری بر پرونده ادعای مضحک اعراب درباره جزایر سه گانه خلیج فارس
مور 37 ساله و شاهین 7300 ساله
روی این كیك كه به دست شخص سفیر امارات رسید نوشته شده بود «كشور 7300 ساله ایران سی و هفتمین سال تولد شیخ‌نشین امارات را تبریك می‌گوید.»

 عصرایران ؛اسماعیل سلطنت پور - داستانی كوتاه نقل شده كه در بلندترین نقطه كوهستان، شاهینی زندگی می‌كرده و فخرش به خاطر بلندپروازی و زندگی در اوج آسمان بود تا اینكه روزی موری تصمیم می‌گیرد ابهت شاهین را بشكند و در این رابطه بعد از آنكه شاهین بر زمین می‌نشیند خود را به او رسانده و با بالا رفتن از پایش بعد از پرواز شاهین همراه با او به بلندترین نقطه كوه كه همواره برای همه حیوانات غیرقابل تصور بوده، می‌رود.

در بالای صخره مور خود را به شاهین نشان می‌دهد كه «دیدی آمدن به اینجا هنر نیست و من هم اكنون مانند تو در اوج آسمان هستم.» شاهین بی آنکه چیزی بگوید ، بالش را بر هم می‌‌زند و مور از اوج آسمان‌ها بر قعر سقوط می‌كند!
 
***
این روزها موجی از محكومیت سراسری اقدام گوگل در جعل نام خلیج فارس به راه افتاده و ایرانیان سراسر جهان به هر نحو ممكن انزجار خود را از اقدام گوگل اعلام كرده‌اند، اما در همین ایام همچنان در جبهه‌ای دیگر نگاه پرطمع بیگانگان به خاك ایران را شاهدیم:طرح دوباره ادعاهای بی‌اساس اماراتی‌ها درباره جزایر ایرانی تنب کوچک،تنب بزرگ و ابوموسی.

 مالكیت از دیرباز!

جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسی در طول دوران مختلف تاریخی به جز یك برهه كوتاه تحت كنترل و اداره حكومت ایران قرار داشته‌اند؛ آن دوره كوتاه نیز به سال 1904 و اشغال این جزایر از سوی بریتانیا برمی‌گردد که در نهایت با اعلام خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس در سال 1971 حاكمیت ایران بر جزایر بار دیگر تثبیت می‌شود
تصویر مربوط به قلمرو ایران در دوره هخامنشیان است( به بخش maka) توجه کنید!
 
عصر ایران

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
خليج فارس، نمادي از هويت ايرانيان
خليج فارس نه به عنوان کانون مناطق آزاد تبادلات بازرگاني و اقتصادي و يا گلوگاه تجاري منطقه و يا سواحل زيباي توريستي آن، بلکه به عنوان يک محدوده هويتي که بر مالکيت ايران و فرهنگ ايراني تکيه دارد، مد نظر ماست.
1ـ يکي از مؤلفه‌هاي اثرگذار در وحدت عمومي و انسجام داخلي و همين طور پيوستگي‌هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي توجه به هويت به عنوان يک مفهوم کلي است. رويارويي با هويت به صورت يک چهارچوب موضوعي در حقيقت، زمينه‌ساز شناخت ديگر ابعاد مرتبط با مقوله هويت‌شناسي است. در اين رهگذر، هويت ملي نسبت به ديگر ابعاد هويتي، نقش محوري و اساسي‌تري را ايفا مي‌کند و به اين گونه، سرمايه‌گذاري در شناسايي، تقويت و گسترش نمادهاي هويت ملي در دستور کار دولت ـ ملت‌ها و نظام‌هاي سياسي قرار مي‌گيرد. پويايي مفهوم هويت ملي، چنان حساس است که تقريبا همگي واحدهاي سياسي نظام جهاني، خود را همواره در معرض بحران هويت و نابودي فرهنگ داخلي مي‌بينند و به همين جهت، بيشترين توجه را نسبت به دروني‌سازي هويت ملي در ميان شهروندان دارند.

2ـ نکته‌اي که در اين ميان، مي‌توان به آن اشاره کرد، اين است که نمادهاي هويت ملي، نخست اين كه فارغ از يک ايدئولوژي خاص بايد تعريف شوند و دوم آن كه شاخصي باشند که همگان آن را به رسميت بشناسند و اين نماد هويتي تحت‌الشعاع هيچ مفهوم سياسي و اقتصادي قرار نگيرد. بي‌شک، کشور ما با درجه بالايي از تنوع فرهنگي، نيازمند اين شاخص‌هاست. ايراني بودن به عنوان محور اصلي يک هويت خاص، منطبق بر يک محدوده جغرافياي خاص است. مفهوم ايراني بودن با تکيه بر يک آيين ديني (اسلام)، آرماني مشترک (دشمن ستيزي) و ارزش‌هاي فرهنگي متعدد منطبق بر جغرافيايي چند قوميتي و چند زباني است. ايران با در اختيار داشتن اين ظرفيت بالاي فرهنگي، قرن‌هاست که شاکله فرهنگي خود را در برابر توطئه‌ها حفظ کرده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
هميشه «فـارس» مي‌ماند اين «مقـدس‌ترين خليـج»، «خليـج فـارس»

 گهواره تمدن و خزانه گوهرهاست اين نيلگون موج‌هاي سهمگين؛ هلالي وسيع و گودالي عظيم كه تاريخي ساخته و روزهايي داشته از پرچم‌هاي برافراشته بزرگ‌مردمان همجوارش كه نامدارش كردند به نام نامي سرزمين "پارس".

قرنها مي‌گذشت و نيم‌بسته درياي بزرگ، پارس بود و پارس؛ مي‌ديد مردمان همجوارش را كه تمدن ساختند و كشتي بر آب انداختند و بردند نام پرآواز سرزمين اولين امپراتوري را به جاي جاي جهان. ساكناني باستاني، دريانوردان اولين و تمدن‌سازان برترين كه قرن‌ها پيش‌تر بودند از هم‌عصران خويش.

مهربان بود درياي عظيم با ساكنان آشنايش و به پارس بودن خود، مفتخر و به شكرانه اين افتخار هر روز و هر روز شگفتي‌ها مي‌آفريد و از دل، نعمت‌ها ارزاني مي‌داشت و منشا رزق و روزي مردمان ساحلش بود و كم كم ميان پارسيان قدرشناس، تقدسي يافت بي‌همتا؛ درياي مقدس و ساكنانش قرن‌ها با هم به شكر نعمت، خنديدند تا وقت غفلت رسيد و آنگاه كه ساحل‌نشينان غرق در نعمت، به خوابي تاريخي فرورفتند، سايه‌هايي غريب با لهجه‌هايي عجيب از راه رسيدند و بسيار نعمت‌هاي دريا، غارت كردند و دريا هر چه توان داشت به موج، تبديل و فرياد كرد تا مگر ساحل‌نشينان آشنايش از خواب برخيزند اما آنها خود را به كري زدند و غلطتي زدند و در خواب مي‌ديدند اسباب‌بازي سايه‌ها را از آن خود كرده‌اند و فخر عالمند و فرياد دريا را نشنيدند كه صداي خنده سايه‌ها به خواب ساحل‌نشينان را شنيده بود. دريا ديگر موج نمي‌زد، آرام شده بود و به تنهايي خود ميان غريبه‌هاي زياده‌خواه اشك مي‌ريخت؛ آتش مي‌ديد و رنج مي‌كشيد كه هر چه سايه‌ها از سفره پرنعمتش غارت كردند، بيشتر خواستند و هيچ به او لبخند نزدند به شكرانه اين نعمت‌ها؛ دريا ديگر نمي‌خنديد و در دل آرزو مي‌كرد ساحل‌نشينان از خواب برخيزند و سياهي سايه‌ها ببينند اما آنها آرزوي درياي محزون را نشنيدند و آن، اندك كه بيدار بودند به دريا تسلي مي‌دادند كه تو از مايي و ما فخر عالم و غريبه‌ها هيچند؛ دريا، محزون و بي‌موج نگاه مي‌كرد و باز در دل آرزو كرد مردمش از خواب برخيزند؛ در اين اوهام بود كه شنيد صداي سياهي‌هاي غريب را؛ مي‌خواستند افتخارش بگيرند؛ "ديگر پارسي نباشم؟" دريا مضطرب با خود مي‌گفت و مي‌غريد تا خواب‌رفتگان برخيزند؛ اشك مي‌ريخت و روزهايش مرور مي‌كرد كه چه آسان همه را هيچ انگاشتند و او را به نام درياي همسايه‌اش، "عرب" خواندند. پيكي از موج‌هايش به درياي همسايه، "درياي عرب" فرستاد و او پاسخ داد "هيچ ندانم چه مي‌گذرد؛ سرخ و عرب منم، من، تو را به نام من مي‌خوانند؟ ساحل‌نشينانم مرا نمي‌خواهند؟ تو مگر دريايي كه از پارس مي‌آيد، نبودي؟" اشك موج‌ها، امان نداد درياي پارس را تا صداي همسايه بشنود؛ دنبال راهي گشت و باز موجي زد و غريد تا كساني بيدار شوند و به يادآرند سايه‌هاي سياه از ساحل‌نشينان كهن نيستند و آمدند براي غارت و چون در قهر دو همسايه به مقصود رسند، پس نام درياي همسايه دزديدند و در غفلت ساحل‌نشينان، اجباري به "پارس" دادند و هر بار كه درياي پارس غريد و ساحل‌نشينان بيشتري بيدار شدند،‌ دستبردي زدند به مدال‌هاي افتخارش تا روزي رسد كه دريا ديگر عادت كند به از دست دادن افتخارات و زندگي پارسي‌اش و فراموش كنند او و ساحل‌نشينانش كه مقدس‌ترين درياست، درياي "پارس"...


ايسنا

 زهره پرچكاني


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
خلیج فارس، نماد مانای ایرانیان
 
اسماعیل سلطنت‌پور
 
جمله‌ای از ماكیا‌ولی اندیشمند و فیلسوف ایتالیایی نقل شده كه می‌گوید: یك قدرت به آسانی برای خود نام می‌گیرد اما یك نام به راحتی برای خود قدرت نمی‌آورد!

نمادها در طول سالیان سال شكل می‌گیرند و شاید صدها سال می‌گذرد تا یك كشور به نماد و نشانه‌ای ملی دست می‌‌یابد و بی‌شك پاسداشت و نگهبانی از این نمادها امری اجتناب‌ناپذیر به‌شمار می‌رود.

از طرفی مگر جز این است كه در همه جوامع به وحدت و یكپارچگی ملی به‌عنوان شاخصی در جهت بقای دولت- ملت نگریسته می‌شود و در این رابطه جای شك و تردید وجود ندارد كه نمادهای ملی به تقویت هویت ‌و در نهایت حفظ یكپارچگی ملی می‌انجامد.

نقطه عكس این قضیه نیز صادق است كه بی‌اعتنایی اعضای جامعه نسبت به نمادها و علائم ملی می‌تواند به سست شدن پایه‌های اجتماعی و در ادامه بی‌اعتنایی مردم به هویت ختم شود كه اگر از جامعه‌ای هویتش گرفته شود بقایش دیری نمی‌پاید. خلیج فارس كه چندی است خلیج تا ابد فارس خوانده می‌شود از جمله نمادهای مانای ایرانیان است كه مرور اسناد و مدارك تاریخی نشان می‌دهد ماهیت وجودی ایران و خلیج فارس با هم رابطه‌ای مستقیم داشته به‌گونه‌ای كه در هیچ دوره‌ای از تاریخ نمی‌توان ایران را بدون خلیج فارس یافت یا اینكه بر محدوده این خلیج نیلگون نام دیگری مشاهده كرد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 گروهي از انجمن هاي غيردولتي در اعتراض به درخواست امارات متحده عربي براي تصاحب سه جزيره تنب كوچك و بزرگ و ابوموسي و تحريف نام خليج فارس در مجامع بين المللي پنجشنبه گذشته روبه روي سفارت امارات متحده عربي تجمع كردند.

اين تجمع آرام كه با حضور بيش از 200 نفر برگزار شد؛ حدود يك ساعت ادامه داشت و با دستگيري بهرام آبتين، دبير انجمن لر بختياري ايران كه يكي از برگزاركنندگان اين تجمع بود، پايان يافت.

به گفته دوستان او روز گذشته وي پس از يك شب بازداشت در كلانتري خيابان گاندي به زندان اوين منتقل شده است.

 

 

 گروهي از انجمن هاي غيردولتي در اعتراض به درخواست امارات متحده عربي براي تصاحب سه جزيره تنب كوچك و بزرگ و ابوموسي و تحريف نام خليج فارس در مجامع بين المللي پنجشنبه گذشته روبه روي سفارت امارات متحده عربي تجمع كردند.

اين تجمع آرام كه با حضور بيش از 200 نفر برگزار شد؛ حدود يك ساعت ادامه داشت و با دستگيري بهرام آبتين، دبير انجمن لر بختياري ايران كه يكي از برگزاركنندگان اين تجمع بود، پايان يافت.

به گفته دوستان او روز گذشته وي پس از يك شب بازداشت در كلانتري خيابان گاندي به زندان اوين منتقل شده است.

تعدادي از معترضان كه با لباس هاي محلي خود مقابل سفارت امارات متحده عربي تجمع كرده بودند كيك بزرگي را به همراه داشتند كه روي آن نوشته شده بود: «ايران هفت هزار و 300 ساله، سي وهفتمين سال تولد شيخ نشين امارات متحد عربي را تبريك مي گويد.» اين كيك به سفير امارات متحده در ايران هديه شد و نيروي انتظامي كيك را به داخل سفارت فرستاد.

در بين تجمع كنندگان تعدادي از اعراب جنوب ايران نيز حضور داشتند كه با لباس عربي يعني دشاشه و لچك به اين تجمع آمده بودند.در اين تجمع بيانيه اي نيز خوانده شد.

 تجمع كنندگان پرسيده بودند: «دولت هاي حاشيه خليج فارس به كدامين پيمان معتقدند؟ طبق معاهده هاي مرزي كه حتي قاعده «ربوس» (قاعده تغيير بنيادين اوضاع و احوال) نيز بر آن ها تاثير نمي گذارد.اين جزاير متعلق به ايران است و طبق كنوانسيون 1987 وين كه 190 دولت عضو سازمان ملل به آن متعهد هستند بايد به پايبندي اين عهدنامه ها در جهت حفظ صلح و آرامش تاكيد شود.

كانون فرهنگي لربختياري، ايرانيان معتقد است كه مي توان از طريق گفت وگو و مذاكره منطقي كه متكي بر اسناد تاريخي و بين المللي است، اين توهم از تفكر اعراب حاشيه خليج فارس زدوده شود.

سرمایه

نوشته شده توسط ما در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اینچنین است که خلیج فارس، الخلیج العربیه می شود و اعراب ادعای مالکیت سه جزیره ایران را می کنند و رییس جمهور محترم در مقابل آن نه تنها واکنش نشان نمی دهد بلکه در اجلاسی شرکت می کنند که بر روی دیوار آن جمله ی"شورای همکاری کشورهای خلیج عربی" نقش بسته است!

نوشته شده توسط ما در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ـ متاسفانه در اجلاس شورای همكاری كشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز كه چندی پیش در امارات برگزار شد آقای احمدی‌نژاد در جلسه‌ای حضور یافت كه بر دیوار آن نقشه‌ای با عنوان «خلیج عربی» نصب شده بود و ایران متهم به اشغال جزایر سه‌گانه شد

ـ متاسفانه شاهد هستیم در مقابل این اقدامات، وزارت خارجه می‌گوید به جای مسائل اساسی به حاشیه نروید یعنی مسوولان دستگاه وزارت خارجه تكرار ادعای مالكیت امارات بر جزایر سه‌گانه را یك موضوع حاشیه‌ای می‌دانند. سكوت مسوولان ارشد كشور (احمدی‌نژاد و متكی) در نشست‌های اخیر موجب شده تا برخی از آن به عنوان «رضایتمندی» تعبیر كنند و تصور شده ایران حرفی برای ادعای امارات ندارد.


 مسائل جزایر سه‌گانه و ادعای كشور امارات بر مالكیت آن چندی است كه با سكوت مقام‌های ارشد نظام جمهوری اسلامی مواجه است. متاسفانه در اجلاس شورای همكاری كشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز كه چندی پیش در امارات برگزار شد آقای احمدی‌نژاد در جلسه‌ای حضور یافت كه بر دیوار آن نقشه‌ای با عنوان «خلیج عربی» نصب شده بود و ایران متهم به اشغال جزایر سه‌گانه شد اما واكنش ایران به این موضوع فقط سكوت بود و مسائل بدون جواب باقی ماند.

در خصوص بیستمین نشست سران اتحادیه عرب كه در روزهای دهم و یازدهم فروردین در سوریه و با حضور آقای متكی وزیر امور خارجه برگزار شد مجددا بحث ادعای مالكیت امارات بر جزایر مطرح شده است. اولا هیچ ضرورتی برای حضور وزیر امور خارجه ایران در نشست اتحادیه عرب وجود نداشته است. ثانیا باز شاهد هستیم در مراسم افتتاحیه این نشست و بیانیه پایانی بر مالكیت امارات بر جزایر سه‌گانه تاكید شده و مقام‌های ایرانی با سكوت از كنار آن عبور می‌كنند. نامه سران اتحادیه عرب به شورای امنیت سازمان ملل و تكرار ادعای حق مالكیت امارات بر این جزایر تاكنون سابقه نداشته است اما با عملكرد ضعیف دستگاه دیپلماسی ما تمام این وقایع رخ داده است.

متاسفانه شاهد هستیم در مقابل این اقدامات، وزارت خارجه می‌گوید به جای مسائل اساسی به حاشیه نروید یعنی مسوولان دستگاه وزارت خارجه تكرار ادعای مالكیت امارات بر جزایر سه‌گانه را یك موضوع حاشیه‌ای می‌دانند. سكوت مسوولان ارشد كشور (احمدی‌نژاد و متكی) در نشست‌های اخیر موجب شده تا برخی از آن به عنوان «رضایتمندی» تعبیر كنند و تصور شده ایران حرفی برای ادعای امارات ندارد.

دیپلماسی نگرش بی‌پ ایه به جهان عرب یك دیپلماسی شكست‌خورده است و منفعتی برای ایران ندارد. اكنون با توجه به نامه‌ای كه سران اتحادیه عرب به شورای امنیت نوشته‌اند باید منتظر واكنش‌ها بود. باید دید آیا در این نامه ایران متهم به تهدید صلح و امنیت جهانی شده یا درخواست تشكیل اجلاس و تعیین حق مالكیت مطرح است. به نظر می‌رسد مهم‌ترین موضوع در شرایط فعلی، تجدیدنظر دستگاه وزارت خارجه در نحوه دیپلماسی و برخورد با موضوع ادعای امارات بر جزایر سه‌گانه است.

نواندیش

نوشته شده توسط ما در شنبه هفدهم فروردین 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پاسخ چالشی ایران به ادعای اعراب درباره جزایر

دكتر پيروز مجتهدزاده با ارسال نامه‌اي به دبيركل سازمان ملل متحد با واهي دانستن ادعاهاي امارات در مورد جزاير سه‌گانه ايراني در خليج فارس، اين ادعاها را ناشي از تحريكات آمريكا عنوان كرد كه مي‌تواند براي جامعه و صلح جهاني خطر آفرين باشد.

به گزارش ايسنا، نامه دکتر پيروز مجتهدزاده، استاد دانشگاه و مديرعامل بنياد پژوهشي يوروسويک لندن خطاب به بان کي مون، دبيرکل سازمان ملل متحد به شرح زير است:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 زادروز اشوزرتشت ( پيامبر بزرگ ايرانی )

 

 نوروز خردادی  يا  نوروز بزرگ

يكي از بزرگترين روزهای ماه سراسر جشن و سرور فروردين ، خرداد روز ( روز ششم ) زاد روز سنتي اشوزرتشت است . با اينكه در اين دهه های گذشته بيشتر دانشمندان و باستان كاوان بر اين باورند ، كه اشوزرتشت در حدود 600  سال پيش از ميلاد مسيح هنوز زمان زندگي و برخاستن اين پيامبر باستاني به درستي روشن نيست و به آساني نمي توان سخن از زاد روز او به ميان آورد .

 

 

با اين همه  بنا بر باور زرتشتيان  و بنا بر نوشته های  پهلوی ،  اشوزرتشت  روز ششم فروردين (خرداد روز ) ديده به جهان  گشوده است .  هنوز روشن نيست كه  به سبب ارزش ويژه  خرداد روز ،  زاد روز اشوزرتشت به اين روز افتاده است يا  به خاطر روز تولد پيامبر ، بسياری از اين رويدادهای افسانه ای در اين روز رخ داده اند، با اين همه درست است كه بهای اين روز را به پای چشم گشايي پيامبر نوشت .

 

در متن  پهلوی  « ماه فروردين ، روز خرداد »  اورمزد  در پاسخ  زرتشت ، كه چرا مردمان  خرداد روز فروردين را از ديگر روزها گرامي تر مي دارند ، مي گويد  زيرا به خرداد روز فروردين به جهانيان جان دادم و در اين روز ايران و انيران پديد آمدند .

 

كيومرث و هوشنگ اندر جهان به پيدايي آمدند و در همين روز كيومرث « ارزور » را  بكشت  [ اهرمن را پسری بود به نام خزوره  ( ارزور)  و اين پسر به  فكر كشتن كيومرث شد وكيومرث او را بكشت . اهرمن كيومرث را به زمين زد و اهرمن بر روی او افتاد . سپس از كيومرث پرسيد مي خواهم تو را بخورم ، از كجاي تو آغاز كنم ؟ كيومرث گفت : از پاي من شروع كن ، تا آن كه مدتي كم  به حسن و خوبي جهان نظر نمايم .

 چه مي دا نست كه اهرمن گفتار او را به طور واژگون به كار خواهد بست و اين بود كه اهرمن  شروع كرد و كيومرث را  از سر مشغول خوردن شد تا آنجا كه به جايگاه تخمدان و ظروف مني در پشت او رسيد كه دو قطره مني از پشت كيومرث به زمين ريخت و ريباس از آن روييد و مشي و مشيانه ، كه به منزله ي آدم و حوا هستند ، از ميان اين بوته  ريباس متولد شدند . ]  و هوشنگ  اهرمن دروغ  را براي مدت سي  سال اسبِ سواری خود كرد ، روز ششم فروردين بود كه مهر و مهرباني از زمين فراز رستند و جم به جهان ، جواني  بي پايان  بخشيد و برای مردگان استودان ها ساخت . در اين فريدن جهان را تقسيم كرد . 

 

روم به سلم داد و  تركستان به تور و  ايرانشهر به ايرج . روز ششم فروردين سمبل  نامردمي ،  به دست  مردميان  كشته مي شود  از آن جمله  اژدهاك به  دست سام نريمان و افراسياب توراني به دست  كيخسرو سياوشان . و در اين روز كيخسرو با شكوه تمام به گروثمان ( بهشت ) شد و  در اين روز منوچهر و  آرش شيواتير بخشي از ايران زمين را كه به تصرف افراسياب در آمده بود ، از او باز ستاندند و بر پايه ي دلاوری افسانه ای آرش يكي از زيباترين افسانه های ايران باستان پرداخته شد .

 

ديگر از تقدس اين روز، اين كه در خرداد روز فروردين اشوزرتشت معراج كرد و به همپرسگي  اورمزد رسيد . در اين روز  اشوزرتشت  فرمان پيامبري گرفت  و در اين روز  پشتيبان بزرگ او ، گشتاسب ، آيين او را پذيرفت .

 

جالب توجه است كه در آيين مزديسنايي رويداد بسياری از خوشايندها نيز براي خرداد روز ماه فروردين پيش بيني شده است . در اين روز 18 چيز به 18 سال به       « خسرو  هرمزدان » مي رسد يعني 18 رويداد مثبت كه هر كدام از ديدگاه جهان بيني مزديسنايي برآيندي ويژه دارد .

 

به  اين  ترتيب مي بينيم ،  كه روز ششم  فروردين ،  براي  ايرانيان  باستان و  زرتشتيان از ارزش ويژه اي برخوردار است و بيهوده نيست كه اين روز را پس از پنجه  نخست فروردين ، نوروز بزرگ خوانده اند .

http://www.yataahoo.com/

نوشته شده توسط ما در سه شنبه ششم فروردین 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بدعتی تازه: نوروز بی ساز و دهل

برای نخستین بار پس از سالها و بی آنکه روز اول فروردین با هیچیک از ایام سوگواری قرین باشد، نغمه باستانی نوروزی هنگام تحویل سال از هیچیک از شبکه های تلویزیونی ایران پخش نشد.

این نغمه که شیوه نواختن و سازهایی که با آن نواخته می شود، نشان از تعلق آن به کهنترین لایه های موسیقی ایرانی دارد، در گوش هر ایرانی یادآور تحویل سال نوست و با وجود دگرگونی اساسی برنامه ها و سیاستهای رادیو تلویزیون ایران پس از انقلاب همچنان پابرجا ماند.

 با توجه به اینکه تلویزیون ایران نهادی حکومتی است و برنامه های آن با حساسیت و عبور از فیلترهای نظارتی خاص پخش می شود و مورد تصمیم گیری قرار می گیرد، اینکه مراسم تحویل سال در تلویزیون بدون سازودهل همیشگی به صورت اتفاقی از هیچیک از کانالهای تلویزیونی پخش نشده باشد، بعید به نظر می رسد که اتفاقی و بدون تصمیم گیری قبلی باشد.

 در تلویزیون ایران، همواره پس از نغمه سازودهل نوروزی و اعلام تحویل سال نو همراه با دعای مشهور “یا مقلب القلوب و الابصار … ” ، ابتدا پیام رهبر و سپس رئیس جمهور به مناسبت حلول سال نو خورشیدی پخش می شود.

در پیام نوروزی امسال محمود احمدی نژاد، بیش از پیامهای نوروزی که دیگر رؤسای جمهور ایران طی ۲۷ سال گذشته به ملت داده اند، عناصر مذهبی و به طور اخص، شیعی بر عناصر ملی غلبه داشت.

محمود احمدی نژاد از همان نخستین پیام نوروزی اش که دو سال پیش برای مردم فرستاد، به جای اینکه پیام را به روال رؤسای پیشین دولت جمهوری اسلامی و دیگر مقامات مملکتی، با دعای “یا مقلب القلوب آغاز کند، آرزوی ظهور هر چه سریعتر امام دوازدهم شیعیان را بر صدر پیام خود نشاند: “اللهم عجل لولیک الفرج …”.

 چنین بدعتی حتی در پیامهای آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز به چشم نمی خورد.

 محمود احمدی نژاد در پیام نوروزی امسال خود بیش از پیش بر باورهای شیعی تکیه کرده؛ نوروز را روزی خوانده که خداوند از انسان برای پیروی از ولی خدا بیعت گرفته و از آن با عنوان روز آغاز امامت علی بن ابیطالب، امام نخست شیعیان یاد کرده است.

 در ادامه پیام، آیین ایرانی نوروز با اعتقاد به غیبت امام دوازدهم و ظهور او پیونده خورده است: “همه ما باید نوروز را با همه خوبیهایش و پیامهایش که خلاصه در یک پیام است و آن پیام، انتظار و استقبال از بهار بشریت و خرمی دوران یعنی حاکمیت آخرین ولی خدا، منجی موعود است را گرامی بداریم”.

قرار گرفتن عید نوروز امسال درست چند روز پس از درگذشت امام حسن عسکری، امام یازدهم شیعیان نیز از دید محمود احمدی نژاد باعث شده که نوروز امسال، “بسیار زیباتر” باشد، چراکه درگذشت امام حسن عسکری، به معنی آغاز امامت فرزندش مهدی، پیشوای موعود شیعیان است.

پیوند دادن آیین ملی نوروز به باورهای اسلامی از نخستین نوروز پس از انقلاب همواره در سخنان و پیامهای رهبران ایران مرسوم بوده اما کمتر پیامی به اندازه پیام امسال محمود احمدی نژاد، آکنده از تعابیر شیعی بوده، آن هم در حالی که نوروز امسال با “هفته وحدت” مصادف شده، هفته ای که زمامداران ایران به نیت ایجاد یگانگی و همدلی میان اکثریت شیعه و اقلیت سنی مذهب ایران باب کردند.

با اینکه روز اول فروردین امسال با زادروز پیامبر اسلام، به روایت اهل سنت، مصادف است، آقای احمدی نژاد این مناسبت را دستاویزی برای گسترده کردن مخاطبان پیام خود به میلیونها ایرانی اهل سنت که آنان نیز نوروز را گرامی می دارند نکرده است.

 مقایسه ای میان پیام نوروزی امسال محمود احمدی نژاد و آخرین پیام نوروزی محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور ایران نشان می دهد که تفاوت دیدگاه این دو دولتمرد ایرانی، تنها در رویکرد سیاسی آنان خلاصه نمی شود.

 محمد خاتمی دعای همیشگی تحویل سال را در پایان پیام خود گنجاند و تبریک نوروزی خود را این گونه آغاز کرد: “نوروز دل‌ انگیز و آغاز بهار را به هر ایرانی در هر کجا که هست، به همه دلبستگان به فرهنگ و ادب فاخر پارسی و به کسانی که نوروز را گرامی می ‌دارند، تبریک عرض می‌ کنم”.

 واپسین نوروز دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی نیز مصادف با محرم و صفر، ماههای سوگواری شیعیان بود اما آقای خاتمی که خود در کسوت روحانیت شیعه نیز قرار داشت، این مناسبتها را با اشاره ای به مشی مسالمتجویانه امام حسن، دومین پیشوای شیعیان، در پیام خود گنجاند: “زمانه داوری خواهد کرد که گاه مداراهایی که بدون گم کردن راه بوده است تا چه حد در ارتقای معنوی و مادی جامعه مؤثر بوده است، نرمش قهرمانانه امام حسن بشریت را از مسخ شدگی در کانون خودکامگی خشن و تحریف اصالت اسلام نجات داد”.

خبرنامه امیرکبیر

نوشته شده توسط ما در دوشنبه پنجم فروردین 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

باز هم نبوغ یک جوان ایرانی چاره ساز شد.

جوان 26ساله ی ایرانی به نام پندار یوسفی به واسطه ی نبوغ و دانشش مشکلی را در سایت گوگل ایجاد کرده است که موسسه یNational Geography

"را با مشکلات فراوانی مواجه کرده است.

برای پی بردن به شاهکار این جوان ایرانی وهمچنین کمک به تداوم هدفی که او و همه ی ایرانیان دارند،

عبارت "Arabian gulf"را در گوگل جستجو کنیدو 3لینک اول که توسط گوگل لیست شده است را باز کنید،شما با پیامی روبرو خواهید شد که شما را وادار می کندعبارت"Persian gulf"    را جستجو کنید و برای همیشه عبارت ساختگی  "Arabian gulf"

را به گورستان تاریخ بسپارد.انجام این کار از سوی شما این 3لینک را همیشه در صدر سایت های جستجو شده در گوگل قرار خواهد.

با تشکر از هلیا مهر

نوشته شده توسط ما در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

متن فارسی اعتراض ده ها هزار ایرانی به درج نام جعلی خلیج عربی در نقشه گوگل

پیمان پاک مهر- روزنامه نگار در تبریز
تبریز نیوز:سرویس سیاسی:
اعتراض ده ها هزار نفر از ایرانیان به درج نام جعلی خلیج عربی به جای "خلیج همیشه فارس"، در نقشه گوگل هم چنان ادامه دارد.متن کامل ترجمه شده از انگلیسی خطاب به مدیر گوگل ، در زیر آمده است:
برای امضا نامه اینجا را کلیک کنید.

مدیریت محترم گوگل- زمین
ما امضا کنندگان زیر بدینوسیله به رفتار غیر مسئولانه و غیر علمی شما اعتراض میکنیم و از شما می خواهیم که در اسرع وقت کله " خلیج عربی " را از گوگل-زمین حذف کنبد.تغییر نام خودسرانه خلیج فارس به خلیج عربی , یک تخلف غیر مسئولانه از کلیه استانداردهای شناخته شده بین المللی و تاریخی است که اعتبار و درستی سایت گوگل زمین را زیر سئوال میبرد.برای آگاهی شما , نام پرشیا پیوسته معرف کشور , ملت و مردم ایران و بیانگر تاریخ کهن پرشیا از 600 سال پیش از میلاد بوده است .وازه پرشیا , وازه ای بوده که یونانیان باستان در آغاز برای ایالت ساحلی فارس یا پارس که امروزه به آن فارس گفته می شود به کار می بردند که بعد ها به سرتاسر سرزمین ایران که بسیار بزرگتر از امروز بوده است اطلاق میشد .


اطلاعات نت  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در شنبه یازدهم اسفند 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گذری بر تاریخچه جشن سپندارمذگان یا جشن زن ایرانی

بیست و نهم بهمن ماه جشن 4000 ساله سپندارمذگان یا جشن زن ایرانی

طبق سالنامه زرتشتى، روز اسفند از ماه اسفند يعنى پنجمين روز از اين ماه و بنابر تقويم امروزى، ۲۹ بهمن ماه روز سپاسدارى از جايگاه زنان و مادران است كه مظهر مهر و پاكى و فروتنى هستند. اين جشن مربوط به امشاسپند۱ سپندارمذ۲ است كه حامى زنان درستكار و پارسا است.از اين رو ماه اسفند و به خصوص اين روز (سپندارمذ) جشن زنان بوده و در اين روز مردان به زنان هديه مى دادند. اين روز متعلق به سپندارمذ يا سپنته آرمئيتى است و چون نام روز و نام ماه با هم موافق مى شوند، جشن مى گيرند. اين فرشته در عالم مينوى نماد عشق، محبت، تواضع، بردبارى، جانبازى و فداكارى است و در جهان مادى پاسبان و حامى زنان نيك و پارسا است و تمام خوشى هاى روى زمين در دست اوست. اين فرشته گذشته از پاسبانى زنان پارسا نگهبان و حامى زمين هم است. اين جشن را به دليل نزديكى كشت و كار و فصل بهار به نام «برزگران» نيز مى گويند. در آيين زرتشت ، به دليل برخى ويژگى هاى مشترك زمين با زن همچون آفرينندگى و زايندگى، اين روز به نام «زن و زمين» نام گرفته است.
• ديرينگى و آيين هاى باستانى
ابوريحان بيرونى مى گويد:«اسفندارمذ ماه روز پنجم آن روز اسفندارمذ است و براى اتفاق دو نام آن را چنين ناميده اند و معناى آن عقل و حلم (بردبارى) است و اسفندارمذ فرشته موكل به زمين است و نيز بر زن هاى درستكار و عفيف و شوهردوست و خيرخواه موكل است و در زمان گذشته اين ماه به ويژه اين روز عيد زنان بوده و در عيد مردان به زنان بخشش مى كردند و هنوز اين مراسم در اصفهان و رى و ديگر بلدان پهله (غرب و مركز ايران) باقى مانده و به فارسى مزدگيران مى گويند و در اين روز افسون مى نويسند و عوام مويز را به دانه انار مى كوبند و ترياقى خواهد شد كه از زيان گزيدن كژدم ها دفع مى كند و از آغاز سپيده دم تا طلوع آفتاب اين رقيه (افسون) را به كاغذهاى چهارگوش مى نويسد. (...) و بر سر ديوار خانه مى چسبانند و ديوارى را كه مقابل با صدرخانه است خالى مى گذارند و مى گويند: اگر به ديوار چهارم از اين كاغذها بچسبانيم هوام و حشرات سرگردان مى شوند و راهى نمى يابند كه از آن خارج شوند و سرهاى خود را به قصد خروج از خانه بلند مى كنند و خاصيت اين طلسم اين بود كه ذكر شد.» ابوريحان بيرونى در كتاب «التفهيم» از اين روز به عنوان «مردگيران يا مزدگيران» يادكرده كه در اين روز زنان از مردان هديه دريافت مى داشته اند و در واقع اين جشن به زنان اختصاص داشته است. از اين رو، آن را «روز زن در ايران باستان» ناميده اند. حكيم توس در اين باره در شاهنامه چنين آورده است:
 

 سپندارمذ پاسبان تو باد                    ز خرداد روشن روان تو باد
 

در سفره اين جشن جامى از شير و تخم مرغ كه نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها ميوه هاى فصل به ويژه انار و سيب، شاخه هاى گل، شربت و شيرينى، برگ هاى خشك آويشن با دانه هايى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و كندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار كمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها كه در جشن مهرگان براى سفارش كاشتن در آن فصل در