تبليغاتX
تابوت اندیشه
خلبان معزی چگونه بنی صدر را از کشور خارج کرد؟
روایت لحظه به لحظه از بزرگترین فرار سیاسی تاریخ جمهوری اسلامی
مسئولان برج با ناراحتي فرياد مي زنند كه مواظب باش به كوه مي خوري، به آن سمت نرو ... و اين دقيقاً همان چيزي بود كه معزي مي خواست :"برج تصور نمايد كه به كوه خورده است!" و در پاسخ برج كه ارتفاع را مي پرسد به دروغ ارتفاع 12 هزار پا را اعلام مي كند.
 اولین رئیس جمهور تاریخ ایران ، خاطره خوشایندی برای مردم ایران باقی نگذاشت و پس از مدت ها جنگ و جدال سیاسی و عزل از ریاست جمهوری توسط مجلس ، به ناگاه از کشور خارج شد .

سید ابوالحسن بنی صدر ، که با شعار" بنی صدر صد در صد" در انتخابات ریاست جمهوری با بیش از 10 میلیون رأی به پیروزی رسیده بود ، در روز بررسی طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور ، فقط یک رأی موافق برای ابقا گرفت و بدین ترتیب عالی ترین سمت اجرایی کشور را از دست داد.

درباره ماجرای خروج بنی صدر در ایران ، تا کنون بسیار گفته شده است ، اما یکی از خلبانانی که به دلیل موقعیت شغلی خویش اطلاعات ریز تری از این فرار بزرگ و ترفندهای به کار رفته در آن داشته است ، در سایت خود ، روایت دقیقی از مراحل این نقشه ، نحوه خروج ، اتفاقات حین پرواز و عبور از مرزهای هوایی و فرود در پاریس داده است که در زیر می آید.
خلبان بهروز مدرسی ، اینک بازنشسته شده و در حال نگارش خاطرات سال ها پرواز است.

سرهنگ بهزاد معزي كي بود ؟

سال 1350 وقتي من به نيروي هوايي پيوستم يك سالي مي شد كه سرهنگ خلبان بهزاد معزي از تهران به شيراز منتقل شده بود .

او از بدو ورود به عنوان فرمانده گردان پرواز هواپيماهاي سي - 130 در پايگاه هفتم ترابري منصوب شده بود. آن گونه كه بچه هاي قديمي آن دوره و بعد ها خود من شاهد اش بودم ، افسري منظم سخت گير و با سواد بود .

فرماندهي كه صداي خنده او را به ندرت مي شد شنيد. و در هنگام عصبانيت عادت به جويدن سبيل هاي كم پشت بورش داشت . او سپس براي طي دوره فرماندهي ستاد به كشور آمريكا اعزام مي شود . و در سال 1352 به ايران برگشته و در ستاد كل نيروي هوايي در مقام معاونت عمليات در بخش " يكنواختي " مشغول به خدمت مي شود و از آن جايي كه رسته اصلي او خلباني بود ، طي هماهنگي هاي صورت گرفته او سه روز در هفته به پايگاه يكم ترابري مي آمد و با هواپيماهاي سي -130 به پرواز و يا ماموريت مي رفت .

شايان ذكر است در آن ايام فرمانده عمليات ستاد كل نيروي هوايي تيمسار آذربرزين و فرماندهي پايگاه يكم ترابري به عهده تيمسار اميرفضلي بود .

عصرایران

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در شنبه یکم تیر 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ناگفته‌هاي حادثه صحراي طبس از زبان نخستين فرد حاضر در صحنه

 حادثه صحراي طبس يک حادثه به يادماندني است که در روز ‌٥ ارديبهشت سال ‌١٣٥٨در منطقه اي از صحراي طبس اتفاق افتاد که در اين حادثه که نمودي از قدرت بي‌همتاي خداوند براي شکست دشمنان ايران و اسلام بود، نظاميان آمريکا با تجهيزات آن همگي با قدرت خداوند نابود شدند.

حسن شکيبي يکي از اعضاي کميته انقلاب اسلامي طبس در سال ‌١٣٥٨ بود که در زمان بروز اتفاق در صحراي طبس اولين فردي بود که براي بازرسي منطقه اعزام شد.


وي مي‌گويد: يک سال از پيروزي انقلاب اسلامي گذشته بود و من مشغول تحصيل و به صورت داوطلبانه عضو کميته انقلاب اسلامي طبس بودم. صبح حدود ساعت ‌٤ مشغول درس خواندن بودم که يک نفر آمد به درب منزل ما و از من خواست که سريع به کميته بروم. در آن زمان مهندس اخوان سرپرست کميته انقلاب طبس بود و به من گفت ماموريتي است و سريع بايد برويم ومن را به دليل اينکه فعاليتهايي در زمينه ورزشهاي رزمي داشتم و آموزشهاي پارتيزاني را نيز قبلا ديده بودم با خود به همراه برد.

بلافاصله با يك خودرو سيمرغ که از واحد اکتشاف معدن زغال سنگ در اختيارمان گذاشته بودند حرکت کرديم و اين هم مجهزترين خودرو طبس بود. ژاندارمري طبس هم با ‌٤ سرباز ‌٣ درجه دار و يک راننده همراه ما حرکت کردند. تا محل حادثه ‌١٦٢ کيلومتر جاده خاکي بود؛ اما خودرو ژاندارمري نمي‌توانست با سرعت زياد حرکت کند و بنابراين ما در کمتر از ‌٥/١ ساعت خود را در ساعت ‌٧ و ‌٣٠ دقيقه صبح به محل حادثه رسانديم.

نواندیش
ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
کسروي، آدميت و جعفريان

احسان عبده تبريزي


ما نگوييم بد و ميل به ناحق نکنيم      جامه کس سيه و دلق خود ازرق نکنيم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنيم          سر حق با ورق شعبده ملحق نکنيم


در پاسخ به نوشته استاد رسول جعفريان به بهانه درگذشت شادروان فريدون آدميت


استاد گرامي، جناب جعفريان
با عرض سلام
خبر درگذشت فريدون آدميت، من را نيز همچون بسياري ديگر از علاقه‌مندان به ايشان اندوهگين کرد و افسوس از آن که هرگز فرصتي براي ديدار ايشان نداشتم. با وجود اين، در من انگيزه‌اي جهت نوشتن مطلبي درباره ايشان نبود، چرا که هنوز يک پايم در دانشگاه است و پاي ديگرم در کتابخانه، دستم در نوشتن کند و مطلب براي مطالعه فراوان. ‌مي‌دانستم بزرگاني هستند که او را از نزديک و شخصاً مي‌شناختند و آگاهي ايشان درباره روحيات و اعتقادات آن مرحوم، بسيار بيشتر از مني است که در فرداي پيروزي انقلاب به دنيا آمده‌ام و آدميت را تنها با آثارش مي‌شناسم.
تابناک

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مدرس صد در صد نوگرا بود
 - روزبه علمداری

روایتی از سید حسن مدرس

نظرات «سيدحسن مدرس» در ميان دفاع او از مجلس شوراي ملي و مخالفت‌اش با «جمهوري» قرار دارد. برخي او را روحاني‌اي آزاديخواه قلمداد مي‌كنند و ديگران به مخالفت او با «جمهوريت» خرده مي‌گيرند. در اين ميدان تنازع، به دفتر «عزت‌الله سحابي» از فعالان ملي ـ مذهبي راه يافتم تا شايد او كه مطالعات منظمي را روي اين شخصيت سياسي ـ ملي انجام داده است، ما را در پاسخ به سوالات ياري رساند و در مورد پرسش‌هاي ديگري در اين وادي سخن گويد.

 

آقاي سحابي مواضع و تفكرات سياسي آيت‌الله مدرس در آن دوره از نظر حضرتعالي در چه چارچوبي قرار گرفته است؟

مرحوم مدرس در دوره دوم به عنوان نماينده بلندپايه مراجع وقت وارد مجلس شد و در دوره سوم از تهران انتخاب شد. در دوره‌هاي بعد هم، ضمن اينكه نماينده مردم بود، نمايندگي علما را هم برعهده داشت. چون طبق قانون اساسي و متمم آن (اصل 2) مصوبات مجلس با موازين دين اسلام و مذهب شيعه نبايد مغايرت داشته باشد و ضامن اين ]ماده[‌ حضور چهار نماينده طراز اول علماست كه اين افراد مصوبات مجلس را بررسي مي‌كردند كه مغايرت شرعي وجود نداشته باشد. مدرس هر دو مقام را داشت: هم نمايندگي مراجع و هم نماينده منتخب مردم تهران و ايشان يكي از طرفداران شديد پروپا قرص دموكراسي و مردمسالاري و تفكر مرحوم آخوند ]خراساني[ بود.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مشروطه ناتمام و اديسه روشنفکري
 رشيد اسماعيلي

بازهم 14 مرداد شد، سالگرد مشروطه، صف مدعيان هر سال در چنين روزي فشرده تر مي شود. روز حرف هاي تکراري و ملال آور. روز دعوا بر سر رهبري مشروطه و تعيين نقش روحانيت و روشنفکران در فتح و در شکست.

اين نوشتار را اما سر مشارکت در اين «بارتولمه» قلمي 101ساله نيست، نه قرار است خائنين معرفي شوند تا بر طناب سست قضاوت هاي تعصب آلود تاريخي آونگ شوند و نه حتي بناي آن است که صف مرتجعين و مترقيان متمايز شود تا هر کس حساب کار دستش بيايد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در مسير قانونمداري و آزاديخواهي
 حنيف يزداني

۱۰۱سالگي مشروطه را در حالي سپري کرديم که خواست ها و مطالبات اصيل مردم در آن جنبش هنوز که هنوز است به تمامي رنگ واقعيت نيافته است.

ايرانيان طي صد سال گذشته با چهار جنبش گام به گام انديشه هاي مشروطه خواهي را با تصحيح و تکميل به اوج رساندند. در اين ميان با شکست هر جنبش، جنبش ديگر با درس گرفتن از تجربه ها، آرمان هاي اصيل و بنيادين خود را با شفافيت بيشتري تعقيب کرد. «پويايي ايراني» که از فرهنگ و تاريخ و تمدن و باورها و آرمان هاي اين مرز و بوم حکايت دارد در طول تاريخ، ايران را هر روز و هر لحظه در مواجهه با انديشه هاي نو قرار داده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ما در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin